الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً »
« 1 » .
يعنى : به درستى كه اللَّه تعالى امر كرده جنّ و انس را به طاعات براى دلالتِ ايشان به خير . و نهى كرده براى اجتناب فرمودنِ ايشان از شرّ . و بخشيده بر عملِ كم ، ثواب بسيار . و عصيان كرده نشده بر حالى كه مغلوب باشد . و اطاعت كرده نشده بر حالى كه اكراه كننده باشد . و قادر نكرده كسى را بر فعلى بر حالى كه واگذارنده باشد سوى او آن فعل را . و خلق نكرده آسمانها را و زمين را و آنچه را كه در ميان آن دو است به كار نيامدنى . و نفرستاده رسل را بشارت دهندگانِ مطيعانِ اوصيا و ترسانندگانِ مخالفان اوصيا عبث . آن باعثِ بطلان خلق و عبث بودنِ فرستادن ، ظن كافران است ؛ به اين معنى كه مظنونِ ايشان است ، پس واى براى كافران از آتش جهنّم .
اصل : « فَأَنْشَأَ الشَّيْخُ يَقُولُ :
أَنْتَ الْإِمَامُ الَّذِي نَرْجُو بِطَاعَتِهِ * يَوْمَ النَّجَاةِ مِنَ الرَّحْمنِ غُفْرَاناً
أَوْضَحْتَ مِنْ أَمْرِنَا مَا كَانَ مُلْتَبِساً * جَزَاكَ رَبُّكَ بِالْإِحْسَانِ إِحْسَاناً » .
شرح : پس آن پيرمرد شروع كرد مىگفت اين دو بيت را كه مضمونش اين است :
تويى و بس بعد از رسول صلى الله عليه و آله ، بى فاصله آن امامى كه اميد مىداريم به فرمان بردارى او در روز نجاتِ اهل نجات از رحمانْ آمرزش گناهان را .
واضح ساختى از كارى كه به ما متعلّق است آنچه را كه مشتبه بود ، مثل تعلّق قضا و قدر با وجود بقاى اختيار و قدرت . جزا دهاد تو را صاحبِ كلِّ اختيار تو به مقابلهء احسانى كه به ما كردى احسان خود را در دنيا و عقبى .
[ حديث ] دوم
اصل : [ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : « مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ، فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ ؛ وَمَنْ زَعَمَ أَنَّ الْخَيْرَ وَالشَّرَّ إِلَيْهِ ، فَقَدْ
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 165 .