ضالِّينَ »
« 1 » وَقَالَ إِبْلِيسُ : ( رَبّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى ) » .
شرح : مراد به قدريّه اين جا ، معتزله است . و مراد به قول ايشان ، فرد اوّلِ تفويض است كه بيان شد در باب بيست و پنجم ، كه اثبات مشيّت و اراده و قدر و قضا در خصال سَبع براى ابطال آن قول ايشان است .
احتجاج به قول اهل نار و به قول ابليس ، مبنى بر اين است كه آن دو قول منقول شده در قرآن در مقام تقرير آنها ، نه در مقام انكار آنها .
مَا در بِمَا أَغْوَيْتَنِي مصدريّه است . مراد به إِغْوَاء خذلان و مشيّتِ غوايت است . و قَسَم به آن ، مبنى بر اين است كه ابليس مىدانسته كه خلق او و اغواى او مشتمل است بر حكمَتها و مصلحتهاى بسيار ، بى جبر او بر قبايح اعمال .
يعنى : روايت است از يونس بن عبد الرحمان گفت كه : گفت مرا امام رضا عليه السلام كه :
اى يونس ! قائل مشو به قول معتزله ؛ چه ايشان قائل نشدهاند به قول اهل بهشت و نه به قول اهل جهنّم و نه به قول عَزازيل « 2 » ؛ چه اهل بهشت گفتهاند چنانچه در سورهء اعراف است كه : سپاس اللَّه تعالى راست كه توفيق داده ما را براى بهشت و ما راه نمىيافتيم اگر اين كه توفيق نمىداد ما را اللَّه تعالى . و گفتهاند اهل جهنّم چنانچه در سورهء مؤمنون است كه : اى صاحبِ كلِّ اختيار ما ، دريافت ما را نشان ناعاقبت به خيرىِ ما و بوديم جماعتى گمراهان . و گفته عزازيل چنانچه در سورهء حجر است كه : اى صاحبِ كلّ اختيار من ، قسم به اغوايى كه مرا كردى .
اصل : فَقُلْتُ : وَاللَّهِ ، مَا أَقُولُ بِقَوْلِهِمْ ، وَلكِنِّي أَقُولُ : لَايَكُونُ إِلَّا بِمَا شَاءَ اللَّهُ وَأَرَادَ ، وَقَدَّرَ وَقَضى .
شرح : باء در بِمَا شَاءَ براى سببيّت است . و اين تدقيقى لطيف است از يونس بن عبد الرحمان و مرادش اين است كه : واسطه هست ميان قول معتزله در تفويضِ اوّل و ميان
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) : 106 .
( 2 ) . عَزازيل ، مطابق برخ از اخبار ، اسم ابليس به لغت عبرانى مىباشد . ر . ك : شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 13 ، ص 134 .