وَلَكَانَ الْمُذْنِبُ أَوْلى بِالْإِحْسَانِ مِنَ الْمُحْسِنِ ، مبنى بر اين است كه هرگاه افعال ، به اختيار بندگان نباشد ، يا هر كه به جبر بر بدى واداشته شده باشد ، عوض بايد كرد و عوض ، غيرِ ثواب است ؛ چه عوض ، نفعِ غير مقارنِ نوازش است و ثواب ، نفعِ مقارن نوازش است .
وَلَكَانَ الْمُحْسِنُ أَوْلى بِالْعُقُوبَةِ مِنَ الْمُذْنِبِ ، به اين معنى است كه : اگر ضررى واقع شود بر كسى در آخرت ، نيكوكار اولى است به آن از بدكار .
مخفى نماند كه مىتوان احسان و عقوبت را بر ثواب و عقاب حمل كرد و منافات ندارد با بطلانِ ثواب و عقاب ؛ چه گاهى دليل ، مبنى بر فرضِ محال مىباشد .
الْعُقْوبَة : عقاب ؛ و مراد اين جا ضرر است كه به عقاب ماند ، امّا عقاب نباشد .
يعنى : پس گفت امير المؤمنين عليه السلام آن پيرمرد را كه آيا هنوز گمان مىبرى كه تدبير اللَّه تعالى كه آن را قضا و قدر مىگوييم قضايى باشد كه بى اختيار كردنِ بندگان در افعال ايشان باشد و قدرى باشد كه لازمِ ذات اللَّه تعالى باشد ؛ به درستى كه اگر چنان مىبود ، هر آينه باطل مىشد ثواب و عقاب و امر و نهى و تحريص بر طاعات از جانب اللَّه تعالى .
تفسير اين آن كه : ساقط مىشد بازگشتِ وعده به بهشت و وعيد به جهنّم ؛ چه نمىبود استحقاق سرزنشى گناهكار را و نه استحقاق نوازشى نيكوكار را و هر آينه مىبود گناهكار ، سزاوارتر به نيكويىِ اللَّه تعالى با او از نيكوكار و هر آينه مىبود نيكوكار سزاوارتر به ضرر از بدكار .
اصل : « تِلْكَ مَقَالَةُ إِخْوَانِ عَبَدَةِ الْأَوْثَانِ ، وَخُصَمَاءِ الرَّحْمنِ ، وَحِزْبِ الشَّيْطَانِ ، وَقَدَرِيَّةِ هذِهِ الْأُمَّةِ وَمَجُوسِهَا » .
شرح : چون هر يك از جبريّه و مفوّضه ، در دور بودن از حق شريكاند ، ليك مفوّضه از جبريّه مردودترند . جبريّه را تشبيه به مفوّضه كرده و برادرانِ مفوّضه گفته .
عَبَدَة ( به فتح عين بى نقطه و فتح باء يك نقطه ) جمع عابد است .
خُصَمَاء ( به ضمّ خاء با نقطه و فتح صاد بى نقطه و الف ممدوده ) جمع خَصيم ( به
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 553
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٥٥٣