تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
مرادش عوضِ آزارى است كه از شنيدن اين جواب به هم رسيده ، يا مرادش محضِ اظهار ملالت است . مَهْ به معنى « مگو » آمده و به معنى « مكن » آمده . و اين جا ، هر دو مناسب است ؛ چه قول ، قسمى از فعل است . فاء در فَوَاللَّهِ براى بيان است ؛ چون شيخ ، توهّم جبر كرده از اين كه هر چيز به قضا و قدر است . و اهل جبر اين جا ، دو قسم‌اند ؛ جمعى از ايشان مىگويند : فاعل افعالِ عباد ، اللَّه تعالى است ، نه عباد ، مثل جهم بن صفوان و اشاعره . و جمعى ديگر از ايشان مىگويند : فاعل ماييم ، امّا به واسطهء امتناع تخلّف معلول از علّت تامّه ، مُكرَه و مضطرّيم به آن افعال . و بر هر تقدير ، استحقاق ثواب و عقاب ، بلكه نوازش و سرزنش ، باطل مىشود . امير المؤمنين عليه السلام ، ابطالِ هر دو قسم جبر كرد . و اشارت به بطلان قسم اوّل كرد كه گفت كه : وَأَنْتُمُ سَائِرُونَ و گفت كه : وَأَنْتُمْ مُقِيمُونَ و گفت كه : وَأَنْتُمْ مُنْصَرِفُونَ . و اشارت به بطلان قسم دوم كرد كه گفت كه : وَلَمْ تَكُونُوا تا آخر . فرق ميان اكراه و اضطرار ، به شدّت و ضعف مىباشد ، نظير فرق ميان جبر و اكراه كه مىآيد در « كِتَابُ الْأَيْمَانِ وَالنُّذُورِ وَالْكَفَّارَاتِ » در حديث شانزدهمِ « بَابُ مَا لَايَلْزِمُ مِنَ الْأَيْمَانِ وَالنُّذُورِ » كه باب هشتم است كه : « قَالَ : الْجَبْرُ مِنَ السُّلْطَانِ ، وَيَكُونُ الْإِكْرَاهُ مِنَ الزَّوْجَةِ وَالْأُمِّ وَالْأَبِ » . « 1 » پس اگر اضطرار ، اشدّ است ، موافق آنچه گذشت در حديث اوّلِ باب اوّل كه : « والذي اضطرهما احكم منهما و أكْبَر » ؛ اين كلام جارى بر عادت عرب خواهد بود كه نفىِ ادنى پيش از نفىِ اعلى مىكنند ، مثل آيت سورهء يونس و سبأ :
« وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ »
. « 2 » و اگر اكراه ، اشدّ است ، اين كلام جارى بر مقتضاى ترقّى است .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 7 ، ص 442 ، ح 16 . ( 2 ) . يونس ( 10 ) : 61 ؛ سبأ ( 34 ) : 3 .