إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ »
« 1 » ؛ زيرا كه معلوم است از سياق قول اوّل اين كه شجرهاى كه ابليس دلالت سوى آن كرده ، آدم آن را نديده بوده . و معلوم است از قول دوم اين كه ابليس ، ابهام اين كرده كه نهى شما از قرب شجرهء اولى براى ارادهء اين شده كه از شجرهء اخرى تناول كنيد و باعث خلود شما شود ، خواه به صورت فرشته شويد و خواه نه ، پس فِي الْحَقِيقَة شما در تناول از شجرهء اخرى ، اطاعتِ امر او مىكنيد .
و تتمّهء آيت سورهء بقره كه :
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ »
« 2 » مؤيّد اين است ، بنابر اين كه « أَزَلَّهُمَا » به معنى « أَزَالَهُمَا » باشد كه موافق بعضِ قرائت است و « عَنْ » براى مجاوزت باشد و ضمير « عَنْهَا » راجع به « شَجَرَة » در
« لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ »
باشد كه اقرب است و فاء در فَأَخْرَجَهُمَا براى تعقيب باشد . و از اين ظاهر مىشود كه قول مفسّران مخالفان و تابعان ايشان كه : مراد به « شَجَرَةَ الْخُلْد » و « هذِهِ الشَّجَرَة » يكى است ، و إِلّا « أَنْ تَكُونَا » به تقدير « إِلَّا كَرَاهَةَ أَنْ تَكُونَا » يا به تقدير « إِلَّا أَنْ لَاتَكُونَا » است ؛ از كمال سفاهت و در كمال شناعت است ؛ كدام عاقل تجويز مىكند اين ركاكت را در نظم قرآن كه معجز است ؟
عجب اين كه خيال كردهاند مثل اين ركاكت را بى اضطرار در امثال آيت سورهء نحل نيز كه :
« وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ »
« 3 » و ظاهر است اين كه
« أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ »
به تقدير « مِنْ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ » است و حذف حرف جرّ از « أَنْ » . و « أَن » قياسى است و ظرف ، متعلّق است به « رَوَاسِي » كه متضمّن معنى موانع است . و بر اين قياس است آيت سورهء اعراف :
« وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ »
؛ « 4 » زيرا كه « أَشْهَدَهُمْ » متضمّن معنى « مَنَعَهُمْ » است . و آيت سورهء مائده :
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) : 20 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) : 36 .
( 3 ) . نحل ( 16 ) : 15 .
( 4 ) . اعراف ( 7 ) : 172 .