باب بيست و چهارم بَابُ الْبَدَاءِ
اصل : شرح : بَدَاء ( به فتح باء يك نقطه و دال بى نقطه و الف ممدوده ) مصدر معتلّ اللّامِ واوىِ باب « نَصَرَ » است و در چند معنى مستعمل مىشود :
اوّل : تجدّد اختيار كارى براى كسى . و به عبارتى ديگر اين كه رودهد براى كسى كارى مطلقاً به معنى حال شدنِ كار كسى براى آن كس بعد از مستقبل بودن آن براى آن كس و پيش از ماضى شدن آن براى آن كس . و موافق اين است آنچه گذشت در حديث سوّمِ باب چهاردهم كه : « وَمَا يَبْدُو لَهُمْ بَعْدَ ذلِكَ مِنَ الْفِعْلِ » « 1 » .
و اثبات بَداء به اين معنى براى اللَّه تعالى ، ابطالِ قول يهود و تابعان ايشان است كه مىگويند :
« يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ »
« 2 » و « إِنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَيْسَ يُحْدِثُ شَيْئاً » « 3 » و مرادشان اين است كه : در افعال اللَّه تعالى مستقبل و حال و ماضى نمىباشد ، بلكه جميع حوادث متعاقبهء زمانيّهء غير متناهيه ، يك بار از او صادر شده در ظرفى كه غير زمان است و آن را « دهر » مىنامند و فلاسفه نيز موافق ايشاناند .
و دلايل بر ثبوت بَداء به اين معنى براى اللَّه تعالى و بطلانِ قول يهود و تابعان ايشان ، مفصّل شده در كتاب توحيد ابن بابويه در « بَاب مَجْلِسِ الرِّضَا عليه السلام مَعَ سُلَيْمَانِ الْمَرْوَزِيِّ مُتَكَلِّمِ خُرَاسَانَ عِنْدَ الْمَأْمُونِ فِي التَّوْحِيدِ » كه : قال : « مَا أَنْكَرْتَ مِنَ الْبَدَاءِ يَا
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 109 ، ح 3 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) : 64 .
( 3 ) . التوحيد ، ص 335 و ص 444 .