تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
الثِّمَارُ ، وَجَرَتِ الْأَنْهَارُ ؛ وَبِنَا يَنْزِلُ غَيْثُ السَّمَاءِ ، وَيَنْبُتُ عُشْبُ الْأَرْضِ ؛ وَبِعِبَادَتِنَا عُبِدَ اللَّهُ ، وَلَوْ لا نَحْنُ مَا عُبِدَ اللَّهُ » . شرح : وَلِسَانَهُ النَّاطِقُ فِي خَلْقِهِ به معنى اين است كه : ما عالمانِ به تأويل جميع متشابهات قرآن‌ايم . خُزَّانَهُ فِي سَمَائِهِ وَأَرْضِهِ به معنى اين است كه : قرآن ، تِبيانِ كلّ شَيء است و ما جميعِ قرآن را مىدانيم ، پس علم جميع آنها نزد ما محفوظ است و در آسمان و زمين ، كسى غير ما اين رتبه را ندارد ، موافق آنچه گذشت در « كِتَابُ الْعَقْل » در حديث هشتمِ باب بيست و يكم كه « بَابُ الرَّدِّ إِلَى الْكِتَابِ وَالسُّنَّة » تا آخر است . أَيْنَعَت ، به ياء دو نقطه در پايين و نون و عين بى نقطه است . عُبِد در اوّل ، به صيغهء مجهولِ باب « نَصَرَ » است و در دوم ، به صيغهء معلومِ باب تَفعيل ، يا مجهول باب « نَصَرَ » است . يعنى : گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه : به درستى كه اللَّه تعالى آفريد ما ائمّه ، عالمان به جميع احكام الهى را ، پس نيكو كرد آفريدن ما را . و صورت داد ما را ، پس نيكو كرد صورت‌هاى ما را . و گردانيد ما را نظرِ التفات خود در بندگانِ او و زبان او كه گوياست در مخلوقين او و دست او كه گشوده شده است بر سر بندگان او به رأفت و رحمت و راه او كه آمده مىشود از آن راه و در او كه راهنمايى مىكند مردمان را بر او و خزينه داران او در آسمان او و زمين او . بيانِ اين آن كه : به سبب ما ميوه داد درختان و پخته شد ميوه‌ها و جارى شد نهرها . و به سبب ما فرود مىآيد باران آسمان و مىرويد گياه زمين . و به سبب عبادت ما عبادت كرده شد اللَّه تعالى . و اگر ما نمىبوديم ، تكليف نمىكرد اللَّه تعالى هيچ كس را ؛ چه هيچ كس نمىبود ، پس عبادت كرده نمىشد اللَّه تعالى .

[ حديث ] ششم

اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ ] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ ، عَنْ عَمِّهِ حَمْزَةَ بْنِ بَزِيعٍ : عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ :
« فَلَمَّا