ستايش او مىشود .
افْتَتَحَ الْحَمْدَ لِنَفْسِهِ اشارت است به سورهء « فَاتِحَةُ الْكِتَاب » كه سورهء حمد است و ترغيب كرده خلايق را در آن ، به اعتبار اين كه تكليف كرده بندگان را ، به نماز و در هر نماز ، آن سوره را لازم ساخته [ است ] .
الْمَحَلّ ( به فتح ميم و سكون حاء بى نقطه ) : سختى ؛ و مراد اين جا ، ديوان بزرگ الهى است در روز قيامت كه سختى آن معلوم است خصوصاً بر ظالمان .
اخبارِ به لفظ ماضى وقُضِيَ وقِيلَ براى تحقّق وقوع است . و تصريح به قائل نكرد براى افادهء عموم و اشارت به اين كه اهل جهنّم نيز به حقّيّت آن ديوان اعتراف مىكنند .
و ظاهر خَتَمَ أَمْرَ الدُّنْيَا وَمَحَلَّ الْآخِرَةِ بِالْحَمْدِ لِنَفْسِهِ اين است كه اللَّه تعالى نيز داخلِ قائلان است .
بعد از آن حمد كه گذشت ، به درستى كه اللَّه تعالى گشود درِ ستايش را براى خود و ختم كرد كار دنيا و ديوان بزرگ نشئهء آخرت را كه متعلّق است به كار دنيا ، به ستايش براى خود ؛ به اين روش كه گفت در سورهء زمر كه : و ديوان شد ميان مردمان به حق و گفته شد كه : ستايش اللَّه تعالى راست كه صاحب كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز است .
اصل : « الْحَمْدُ لِلَّهِ اللَّابِسِ الْكِبْرِيَاءِ بِلَا تَجَسُّدٍ « 1 » ، وَالْمُرْتَدِي بِالْجَلالِ بِلَا تَمَثُّلٍ « 2 » ، وَالْمُسْتَوِي عَلَى الْعَرْشِ بِغَيْرِ زَوَالٍ ، وَالْمُتَعَالِي عَلَى الْخَلْقِ بِلَا تَبَاعُدٍ مِنْهُمْ وَلَا مُلَامَسَةٍ مِنْهُ لَهُمْ » .
شرح : اللَّابِس به معنى « الَّذِي لَبِسَ » است و لِهذَا عمل كرده در مَفعولٌ بِه ، يا آن كه اسم فاعل به معنى ماضى است .
الْكِبْرِيَاء ( به كسر كاف و سكون باء يك نقطه و كسر راء بى نقطه و ياء دو نقطه در پايين و الف ممدوده ) : تكبّر . و تكبّر اللَّه تعالى عبارت است از تكليف هر كس به تضرّع و تذلّل نزد او .
هامش
( 1 ) . كافى مطبوع : « تجسيد » .
( 2 ) . كافى مطبوع : « تمثيل » .