عقاب به تكليف به عبادت نمىبود ، خلق نمىكرد .
وَأَقْدَرَهُمْ عَلى طَاعَتِهِ بِمَا جَعَلَ فِيهِمْ اشارت است به جواز تخلّف معلول از علّت تامّه و به اين كه هر مكلّف ، مستجمع علّت تامّهء طاعت و علّت تامّهء عصيان است .
وَقَطَعَ عُذْرَهُمْ بِالْحُجَجِ اشارت است به نفى جواز خلوّ زمانى از امام معصومِ عالِم به جميع احكام كه شواهد ربوبيّت در زمين و آسمان و محكمات قرآن كه در آنها نهى از اختلاف و پيروى ظن صريح شده ، دلالت مىكند بر بودن او .
فَعَنْ بَيِّنَةٍ تا آخر ، مضمون آيت سورهء انفال است :
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ » .
« 1 »
بِمَنِّهِ ، به حرف جرّ و فتح ميم و تشديد نون و ضمير است . و در بعض نسخ به جاى آن عَنْهُ است . و در بعض نسخ : « عَنْ بَيِّنَةٍ » است ، چنانچه در كتاب توحيد ابن بابويه است .
يعنى : آن كس است كه دور است از مخلوقين خود . بيانِ اين آن كه : نيست مانند آن قسم كسى چيزى . آن كس است كه خلق كرده مخلوقين را براى پرستش او و قادر كرد مخلوقين را بر اطاعت او به آنچه كرده در ايشان از آلات قبض و بسط و جميع مَوقوفٌ عَلَيْهِ فعل و مَوقوفٌ عَلَيْهِ ترك و بُريد راه عذرِ ايشان را به براهين ، پس از روى حجّت جهنّمى شد آن كه جهنّمى شد و به تفضّل او نجات يافت آن كه نجات يافت . و اللَّه تعالى راست تفضّل و كرم بر حالى كه ابتدا كنندهء مخلوقين است و بر حالى كه برگردانندهء ايشان است در روز قيامت .
اصل : « ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ - وَلَهُ الْحَمْدُ - افْتَتَحَ الْحَمْدَ لِنَفْسِهِ ، وَخَتَمَ أَمْرَ الدُّنْيَا وَمَحَلَّ الْآخِرَةِ بِالْحَمْدِ لِنَفْسِهِ ، فَقَالَ :
« وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » »
« 2 »
.
شرح : اين فقره ، تمهيد برگشتن بر سر حمد ديگر است و در تمهيد نيز ، به جملهء معترضه ميان اسم « إِنَّ » و خبرش گفته : وَلَهُ الْحَمْدُ ؛ به معنى اين كه : و او راست و بس ستايش ، تا اشارت شود كه ستايش ديگران در جنب ستايش او هيچ است ، يا راجع به
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) : 42 .
( 2 ) . زمر ( 39 ) : 75 .