سوم : استيناف بيانى براى اوّل است .
چهارم : استيناف بيانى براى دوم است . و فقرهء آينده براى توضيح اوّل است .
أَزَل ( به فتح همزه و به فتح زاء با نقطه ) بيان شد در شرح اين حديث .
نَهْي ( به فتح نون و سكون هاء ) مصدر باب « مَنَعَ » است و به معنى اسم فاعلِ مستعمل شده براى مبالغه [ است ] . و در بعض نسخ : « نَهْيَة » به ضمّ نون و سكون هاء و ياء دو نقطه در پايين و تاء است و آن ، اسم مصدر است .
مَحَاوِل ( به فتح ميم و حاء بى نقطه و الف و كسر واو ) جمع « مُحَاول » به ضمّ ميم است - مثل مَفاتح و مُفاتح - مأخوذ است از « مُحَاوَلَة » به معنى قصد كارى ؛ و اين جا عبارت است از قصد كنندگانِ بيان كنه اللَّه تعالى . نسبت محاوله به افكار ، به نوعى از مَجاز است .
الدَّوَام ( به فتح دال بى نقطه ، مصدر باب « نَصَرَ » و « عَلِمَ » ) : استمرار بر يك حال ؛ و آن ، ضدّ تغيّر در صفات ذات است ، خواه به زياده و خواه به نقصان و خواه به زوال و خواه به حدوث .
الرَّدْع ( به فتح راء بى نقطه و سكون دال بى نقطه و عين بى نقطه ، مصدر باب « مَنَعَ » ) :
برگردانيدن ؛ و مراد اين جا برگرداننده است .
الطَّامِحَات ( به طاء بى نقطه و كسر ميم و حاء بى نقطه ) : مرتفعها از پيش خود به خود رأيى و خود پسندى ، مثل فلاسفه كه مىگويند كه : علم به حوادث ندارد مگر در وقت حدوث آنها . و مثل بعض متكلّمين كه مىگويند كه : « عِلْمُهُ بِأَنَّ الشَّيْءَ سَيَكُونُ غَيْرُ عِلْمِهِ بِهِ حِينَ كَانَ » .
عُقُول ، به ضمّ عين بى نقطه و ضمّ قاف است .
الْحَسْر ( به فتح حاء بى نقطه و سكون سين بى نقطه و راء بى نقطه ، مصدر باب « نَصَرَ » و « ضَرَبَ » ) : مانده كردن .
الْكُنْه ( به ضمّ كاف و سكون نون و هاء ) : حقيقت .
النَّوَافِذ ( به نون و فاء و ذال با نقطه ) : گذراها .
الْأَبْصَار ( به فتح همزه ، جمع بَصَر ) : ديدهورىها .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 447
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٤٤٧