الْمُوَقِّت ( به تشديد قاف مكسوره ) : مخصوص كنندهء چيزى به زمانى معيّن .
يعنى : بر حالى كه آن اجسام ، گواهى دهندگانِ يقينىاند به زبان حال ، به وسيلهء طبيعتهاى آنها بر اين كه نيست طبيعتى براى طبيعت دهندهء آنها . خبر دهندهاند به زبان حال به وسيلهء تخصيص آنها به زمانى معيّن به اين كه نيست زمان معيّن براى تخصيص كنندهء آنها .
حاصل اين است كه : تغريز و توقيت آنها ، از افعال علاجيّه يا اتّفاقيّه نيست ، بلكه به محضِ « كِنْ » و به عنوان تدبير است ، پس فاعل آنها منزّه است از هر نقص و قبيح ، پس غريزه نخواهد داشت و مخصوص وقتى دونِ وقتى نخواهد بود ؛ زيرا كه ظاهر است كه حدوث و امكان ذاتى ، نقص است ، پس كمالِ مِنْ جَمِيعِ الْجَهَات ، مخصوصِ اللَّه تعالى است .
اصل : « حَجَبَ بَعْضَهَا عَنْ بَعْضٍ ؛ لِيُعْلَمَ أَنْ لَاحِجَابَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ خَلْقِهِ ، كَانَ رَبّاً إِذْ لَامَرْبُوبَ ، وَإِلهاً إِذْ لَامَأْلُوهَ ، وَعَالِماً إِذْ لَامَعْلُومَ ، وَسَمِيعاً إِذْ لَامَسْمُوعَ » .
شرح : اين فقره ، براى بيان كمال استقلال او در قدرت است .
الْحَجْب ( به فتح حاء و سكون جيم ، مصدر باب « نَصَرَ » ) : مانع شدن ؛ و مراد اين جا ، مانع شدنِ اللَّه تعالى است پادشاهان و امثال ايشان را از بعضِ مرادات ايشان ، مثل اجراى حكم در كلّ روى زمين .
مرجع ضميرِ بَعْضَهَا « أَشْيَاء » است .
إِذْ براى ظرفيّت است . كَانَ رَبّاً تا آخر ، استيناف است براى بيانِ لَاحِجَابَ ؛ و بيانِ مضمون آن شد در شرح حديث اوّل باب دوازدهم .
يعنى : مانع شد بعضِ اشيا را كه قادرند فِي الْجُمْله از بعضِ ديگر كه مراد ايشان است ، تا دانسته شود كه مانعى نيست ميان او و مخلوقات او . بيانِ اين آن كه : صاحب كلّ اختيار هر كس و هر چيز بوده وقتى كه كسى و چيزى غير او نبوده و مستحِقّ عبادت ( به كسر حاء ) بوده در وقتى كه مستحَقّ عبادت ( به فتح حاء ) نبوده و دانا بوده به هر چيز وقتى كه معلوماتِ او كائن نبوده و شنوا بوده وقتى كه آواز نبوده . مراد اين
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 438
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٤٣٨