الصَّرْد ( به فتح صاد بى نقطه و سكون راء بى نقطه ) : سرد .
الْحَرُور ( به فتح حاء بى نقطه و ضمّ راء بى نقطه ) : گرم .
مُؤَلَّفاً ( به فتح لام مشدّده ) حال است از هشت چيز كه مذكور شد به عنوان مثال . و تذكير به اعتبار اين است كه نايب فاعلش مذكّر است . بَيْنَ نايب فاعل است و در مثل اين ، فتح و ضمّ نون جايز است ، نظير
« لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ »
« 1 »
.
مُتَعَادِيَات عبارت است از متضادّات .
ضمير مؤنّث ، راجع به هشت چيز مذكور است . و مُفَرِّقاً ( به فتح راء بى نقطهء مشدّده ) عطف است بر مُؤَلَّفاً .
دَالَّةً منصوب و حال دوم است از هشت چيز .
يعنى : بيانِ اين آن كه : مخالف كرد اللَّه تعالى جسم روشن را مثل ستاره ، به جسم تاريك كه در پهلوى ستاره است و خشك را به تر و درشت را به هموار و سرد را به گرم ، بر حالى كه تأليف داده شده در مكان ، ميان متضادّات آن اجسام و تفريق داده شده در مكان ، ميان متوافقات آنها ، بر حالى كه دلالت كننده است آن اجسام به وسيلهء تفريق متوافقات آنها از يكديگر بر مُدبرى بَرى از هر نقص و قبيح ، كه به قول « كُنْ » تفريق كنندهء آنها است و دلالت كننده است به وسيلهء جفت كردنِ متضادّات آنها با يكديگر بر مُدبرى بَرى از هر نقص و قبيح ، كه به قول « كُنْ » جفت كنندهء آنها است .
اصل : « وَذلِكَ قَوْلُهُ تَعَالى :
« وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
« 2 » فَفَرَّقَ بَيْنَ قَبْلٍ وَبَعْدٍ ؛ لِيُعْلَمَ أَنْ لَاقَبْلَ لَهُ وَلَا بَعْدَ « 3 » » .
شرح : مُشارٌ إِلَيْهِ ذلِكَ مضمونِ « وَ بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأَشْيِاء » تا آخر است . و اين جمله ، تا « وَلَا بَعْد » معترضه است .
مِنْ براى سببيّت است . كُلِّ شَيْءٍ عبارت از كلّ جسم است .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 96 .
( 2 ) . ذاريات ( 51 ) : 49 .
( 3 ) . كافى مطبوع : + / « له » .