تفسير اوّل و آخر گذشت در حديث پنجم و ششمِ باب شانزدهم . و تفسير ظاهر و باطن گذشت در حديث دوّمِ باب هفدهم .
تفريع در « فَلَا أَوَّلّ لِأَوَّلِيَّتِهِ » براى ابطالِ قول جمعى است كه مىگويند كه : هميشگىِ اللَّه تعالى به معنى مَجازى است و تقدّم او بر عالَم ، محضِ تقدّم ذاتى است ، چنانچه مذكور شد در شرح حديث سابق ، در شرح فقرهء « سُبْحَانَ الَّذِي لَيْسَ لَهُ أَوَّلٌ مُبْتَدَأٌ وَلَا غَايَةٌ مُنْتَهىً » .
رَفِيعاً منصوب به اختصاص است ، مثل « نَحْنُ الْعَرَبَ نُقْرِي الضَّيْفَ » « 1 » بنصب العرب .
الشَّامِخ ( به شين با نقطه و خاء با نقطه ) : بلند . و « شَامِخ » مرفوع و خبر مبتداى محذوف است ، به تقدير « هُوَ شَامِخٌ » و جمله ، استيناف بيانىِ سابق است ، يا منصوب و مثل « رَفيعاً » است ، يا حال مقدّره است از ضمير در « رَفيعاً » . و حال ، گاهى معرفه مىباشد .
الْأَرْكَان ( جمع ركن ) : چيزهايى كه اعتماد بر آنها شود ، مثل « جِبال » كه اعتمادِ استقرار زمين بر آنهاست و مثل حُجَجِ معصومين عليهم السلام .
الْبُنْيَان ( به ضمّ باء يك نقطه و سكون نون ) : بنا كرده شده مثل آسمان .
الْمُنِيف ( به ضمّ ميم و كسر نون و سكون ياء دو نقطه در پايين و فاء ) : مشرف بر چيزى .
الْآلَاء ( به همزه و الف و لام و الف ممدوده ، جمع « الى » به فتح و كسر همزه و تخفيف لام و الف مقصوره و به سكون لام و ياء ؛ و « الْو » به فتح همزه و سكون لام و واو ) : نعمتها .
السَّنِيّ ( به فتح سين بى نقطه و كسر نون و تشديد ياء ) : رفيع .
الْعَلْيَا ( به فتح عين بى نقطه و سكون لام و ياء دو نقطه در پايين و الف ممدوده ) :
آسمان ، و مكانِ مُشرف بر مكانهاى ديگر .
يعنى : و هميشه بوده و هميشه خواهد بود بر حالى كه اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن ، پس نيست اوّلى براى اوّليّت او ، بلند مرتبه در بالاترِ بالايى خود ؛ چه او بلند
هامش
( 1 ) . ر . ك : مغني اللبيب ، ج 2 ، ص 680 ؛ شرح ابن عقيل ، ج 2 ، ص 298 .