تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
إِمْسَاك است . يعنى : روايت است از ابو بصير از امام جعفر صادق عليه السلام ، گفت كه : هر كه گويد كه : اللَّه تعالى از چيزى است ، يا در چيزى است ، يا بر چيزى است ، پس به تحقيق كافر شده [ است ] . گفتم كه : بيان كن براى من آنچه را كه گفتى . گفت كه : مىخواهم در چيزى بودن را به حَوايتى كه از چيزى باشد مر او را . و مىخواهم بر چيزى بودن را به نگاهدارىِ چيزى كه در زير او باشد مر او را . و مىخواهم از « مِنْ شَيْء » اين را كه از سببى باشد كه سابق بر او باشد .

[ حديث ] دهم

اصل : [ 14 / 14 ] وَفِي رِوَايَةٍ أُخْرى : « مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ مِنْ شَيْءٍ ، فَقَدْ جَعَلَهُ مُحْدَثاً ؛ وَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ فِي شَيْءٍ ، فَقَدْ جَعَلَهُ مَحْصُوراً ؛ وَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ عَلى شَيْءٍ ، فَقَدْ جَعَلَهُ مَحْمُولًا » . شرح : مُحْدَث ، به صيغهء اسم مفعول باب افعال است . و اين ، مبنى بر مقدّمهء معلومه نزد جميع عُقلا است پيش از وسوسهء شياطين زنادقهء فلاسفه و آن اين است كه : قديم محال است كه اثر فاعلى باشد ، چنانچه مذكور شد در حديث دوّمِ باب هفدهم . يعنى : و در روايتى ديگر از امام جعفر صادق عليه السلام اين است : هر كه گويد كه فاعل عناصر و مَواليد از سببى است ، پس به تحقيق گردانيده او را حادث كرده شده . و هر كه گويد كه : او در چيزى است ، پس به تحقيق گردانيده او را احاطه كرده شده به جسمى . و هر كه گويد كه : او بر چيزى است ، مثل عرش به خيال مشبّهه ، پس به تحقيق او را بار كرده شده كرده بر چيزى ، مثل ستور و كشتى ، چنانچه گذشت در شرح حديث سابق . اصل : فِي قَوْلِهِ تَعَالى :
« وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ » .
« 1 » شرح : اين عبارتِ مصنّف است . يعنى : اين حديث كه مىآيد ، در تفسير قول اللَّه تعالى است در سورهء زخرف كه :
« وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
.
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) : 84 .