باب بيستم بَابُ الْعَرْشِ وَالْكُرْسِيِّ
اصل : شرح : اين باب ، بيانِ عرش و كرسى است . بدان كه آنچه از احاديث اين باب مفهوم مىشود اين است كه : « عرش » در اصل لغت ، مصدر باب « نَصَرَ » و « ضَرَبَ » ، است به معنى برداشتن شاخهاى تاك بر سر چوبها ، موافق آيت سورهء انعام :
« وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ » .
« 1 » و عرش اللَّه تعالى مستعمَل مىشود به معنى كتاب الهى كه علامت علم و قدرت اللَّه تعالى است ، به اعتبار اين كه مرتفع و هويدا است نزد هر مكلّف اين كه در آن تِبْيانِ كُلِّ شَيْء است . و گاهى عرشِ اللَّه تعالى مستعمَل مىشود به معنى تختى از نور كه اللَّه تعالى آن را آفريده به كمالِ آراستگى و گذاشته بر دوش ملائكه ؛ و به آن مىنشينند در آخرت چهار كس از اوّلين :
نوح و ابراهيم و موسى و عيسى . و چهار كس از آخرين : محمّد و على و حسن و حسين عليهم السلام . و در حكم ايشاناند نه فرزند حسين كه بعد از او اماماناند و اين هشت كس و نه كس ، حاملانِ عرش ، به معنى كتاب الهىاند .
و موافق معنى آخر است آنچه مىآيد در « كِتَابُ الْجَنَائِز » در حديث اوّل و حديث ششم و حديث هفتمِ باب نود و يكم ، كه بابِ بى عنوان است و بعد از « بَابٌ فِي أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ » است و آنچه مىآيد در « كِتَابُ الصَّلَاة » در حديث اوّلِ باب صدم - كه « بَابُ النَّوَادِر » است - و آنچه مىآيد در « كِتَابُ الْحَجِّ » در حديث چهارمِ باب دويست و سى و چهارم ، كه « بَابُ فَضْلِ زِيَارَةِ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا عليه السلام » است .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 141 .