تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
التَّشْبِيه : چيزى را مانندِ چيزى ديگر شمردن در اسم جامدِ محض ، مثل جسم ، يا در كيفيّت به معنى خصوصيّتى كه كائنِ فِي نَفْسِهِ باشد در هر دو . ضمير احْتَمَلَ راجع به اللَّه تعالى است . الاحْتِمَال : تاب داشتن . الزِّيَادَة : فزودن چيزى به حدوثِ كيفيّتى در آن ، يا به انضمام آن به مثل خود . و ضدّ آن ، نقصان است . يعنى : و همچنان نام برديم صاحب كلّ اختيارِ خود را « قَوى » به محضِ معيّنى كه مقابلِ ضعيف است و آن زورمند است در گرفتنِ دشمن ، امّا نه به زور گرفتنى كه متعارف است از مخلوقان و آن ، بى اعضا و كيفيّت نمىباشد . و اگر مىبود زورِ اللَّه تعالى آن زور گرفتنى كه متعارف است از مخلوقان ، هر آينه فرود مىآمد بر او تشبيه به ديگران در اعضا و كيفيّت و هر آينه تاب مىداشت اللَّه تعالى فزودن را . و هر چه احتمالِ فزودن داشته باشد ، احتمال نقصان دارد ؛ و هر چه ناقص باشد ، قديم نيست ؛ و هر چه قديم نيست ، عاجز است ؛ چه مخلوقِ ديگرى است . اصل : « فَرَبُّنَا - تَبَارَكَ وَتَعَالى - لَاشِبْهَ لَهُ وَلَا ضِدَّ ، وَلَا نِدَّ وَلَا كَيْفَ ، وَلَا نِهَايَةَ ، وَلَا تَبْصَارَ بَصَرٍ ، وَمُحَرَّمٌ عَلَى الْقُلُوبِ أَنْ تُمَثِّلَهُ ، وَعَلَى الْأَوْهَامِ أَنْ تَحُدَّهُ ، وَعَلَى الضَّمَائِرِ أَنْ تُكَوِّنَهُ ، جَلَّ وَعَزَّ عَنْ إِدَاتِ خَلْقِهِ ، وَسِمَاتِ « 1 » بَرِيَّتِهِ ، وَتَعَالى عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً » . شرح : الشِّبْه ( به كسر شين و سكون باء ؛ و به فتح شين و فتح باء ) : مانند در اسمِ جامدِ محض . الضِّدّ ( به كسر ضاد ) : منافى ، و همچشم در حكم . النِّدّ ( به كسر نون و تشديد دال بى نقطه ) : مِثل ، به معنى موافق در اكثر كيفيّات يا در حقيقت و ذات . النِّهَايَة ( به كسر نون ) : آخر ؛ خواه ، آخر بقاء باشد و خواه ، آخر صفاتِ كمال باشد . التَّبْصَار ( به فتح تاء دو نقطه در بالا و سكون باء يك نقطه و صاد بى نقطه و الف و راء بى نقطه ، مصدر باب تَفعيل براى مبالغه ) : ديدن ، چنانچه در عرف مىگويند كه : فلان كس مُبْصِر است ( به كسر صاد مشدّده ) . و تِبْصَار ( به كسر تاء ) اسم مصدر است ، مثل
هامش
( 1 ) . كافى مطبوع : « سمات » بدون واو .