تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
حدوثِ مُمَاسّه ولَا مُمَاسّه دفعى است . سوم آنچه منتقل مىشود از حركت به سكون و برعكس ؛ چه بديهى است كه حدوث حركت همچو حدوث سكون دفعى است ؛ و اين منافات ندارد با آن كه آنچه حركت در آن است و كائنِ فِي نِفْسِهِ نيست ، تدريجى باشد . چهارم آنچه منتقل مىشود از فزودن به نقصان و برعكس ؛ چه بديهى است كه حدوث كيفيّتى كه پيش از آن نباشد اصلًا و انتفاء كيفيّت بالكلّيّه دفعى است . و همچنين حدوثِ اتّصال و لَااتّصال ، دفعى است . پس مجموعِ اقسامِ انتقال ، هفت شد . و در هر چيز ، يكى از آن هفت قسم ممكن است ، مگر اللَّه تعالى كه هيچ كدام از آن هفت قسم در او نيست . يعنى : روايت است از عبد اللَّه بن ابى يَعْفور ، گفت كه : پرسيدم امام جعفر صادق عليه السلام را از قول اللَّه - عَزَّ وَجَلَّ - در سورهء حديد :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ »
« 1 » و گفتم : امّا « اوّل » پس به تحقيق شناختيم معنى آن را و امّا « آخِر » پس بيان كن براى ما معنى آن را . پس گفت امام عليه السلام كه : به درستى كه نيست هيچ چيز مگر آن كه هلاك و فَنا بِالْكلّيّه مىيابد ، يا متغيّر مىشود ، يا داخل مىشود او را تغيّر و زوال ، يا منتقل مىشود از نوعى از عرض سوى نوعى ديگرِ آن ، يا از هيئتى سوى هيئتى ، يا از صفتى سوى صفتى ، يا از فزودنى سوى نقصانى ، يا از نقصانى سوى فزودنى ، مگر صاحب كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز ؛ چه به درستى كه او هميشه بوده و هميشه خواهد بود بر يك حال . اصل : « هُوَ الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ ، وَهُوَ الْآخِرُ عَلى مَا لَمْ يَزَلْ ، وَلَا يَخْتَلِفُ « 2 » عَلَيْهِ الصِّفَاتُ وَالْأَسْمَاءُ كَمَا تَخْتَلِفُ عَلى غَيْرِهِ ، مِثْلُ الْإِنْسَانِ الَّذِي يَكُونُ تُرَاباً مَرَّةً ، وَمَرَّةً لَحْماً وَدَماً ، وَمَرَّةً رُفَاتاً وَرَمِيماً ، وَكَالْبُسْرِ الَّذِي يَكُونُ مَرَّةً بَلَحاً ، وَمَرَّةً بُسْراً ، وَمَرَّةً رُطَباً ، وَمَرَّةً تَمْراً ، فَتَتَبَدَّلُ عَلَيْهِ الْأَسْمَاءُ وَالصِّفَاتُ ، وَاللَّهُ - جَلَّ وَعَزَّ - بِخِلَافِ ذلِكَ » .
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) : 3 . ( 2 ) . كافى مطبوع : « ولا تختلف » .