كند آفرينندهء چيزها را به جسم ، چنانچه به هشام بن حكم نسبت شده ؛ يا پيكر ، چنانچه به هشام بن سالم نسبت شده ؛ يا به هيئت ، يا به تمييز اجزا و اعضا ؟ ! به غايت بلند مرتبه و منزّه است اللَّه از آن بيانها بلندىاى بزرگ .
مخفى نماند كه از كتاب كشّى مفهوم مىشود كه اين مباحثه ميان دو هشام در مجلسى بوده كه قريب به بيست كس بودهاند و جمعى از اهل مجلس ، اين اختلاف كرده بودهاند ، پس هشام بن سالم يك طرف را گرفته و هشام بن حكم طرفى ديگر را .
و چون ملاحظهء احاديثى كنيم كه در مدح دو هشام از ائمّه منقول شده ، اين گفتگوها را حمل بر جدل در اين كه كدام از اين دو مذهب نامعقولتر است مىتوان كرد ؛ و لهذا امام عليه السلام در اين حديث ، تصريح به مذمّت آن دو كس نكرد و به بيان حق اكتفا نمود . و گذشت در شرح حديث سوم بابِ سابق ، چيزى كه مؤيّد اين بود ؛ واللَّه أعلم .
[ حديث ] پنجم
اصل : [ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ ] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَرَجِ الرُّخَّجِيِّ ، قَالَ : كَتَبْتُ إِلى أَبِي الْحَسَنِ عليه السلام أَسْأَلُهُ عَمَّا قَالَ هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ فِي الجِسْمِ ، وَهِشَامُ بْنُ سَالِمٍ فِي الصُّورَةِ .
فَكَتَبَ عليه السلام : « دَعْ عَنْكَ حَيْرَةَ الْحَيْرَانِ ، وَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ ، لَيْسَ الْقَوْلُ مَا قَالَ الْهِشَامَانِ » .
شرح : فَرَج ، به فتح فاء و فتح راء بى نقطه و جيم است .
شايد كه « رُجَحى » به ضمّ راء بى نقطه و ضمّ جيم و حاء بى نقطه باشد ؛ صاحب قاموس گفته : « وجفان رجح ، ككتب : مملؤة ثريداً و لحماً » . « 1 »
و صاحب إيضاح ، به ضمّ راء بى نقطه و فتح خاء با نقطه و جيم گفته . واللَّه أعلم .
ذكر « فِي » دو جا ، به جاى « مِن » بيانيّه ، مبنى بر اين است كه هشامان قائل به جسم و صورت نبودهاند ، بلكه يكى مىگفته كه : فساد در قولِ به جسم كمتر است از فساد در قولِ به صورت ؛ و ديگرى عكس آن مىگفته .
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 222 ( رجح ) .