تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
سورهء فاطر :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » . إِنْشَاءً و ابْتِدَاءً به يك معنى است ؛ « إِنْشَاءً » مصدر و نايبِ ظرف زمان است ، مثل « رَأَيْتُهُ قُدُومَ الْحَاجِّ » . و مراد اين است كه : فاصله بسيار نشد ميان ابتداى خلقِ آب و فَطْر . الابْتِدَاعُ : احداث چيزى كه پيش از آن مثلش هرگز نبوده باشد . بِقُدْرَتِهِ وَحِكْمَتِهِ ، نعت هر يك از « إِنْشَاءً » و « ابْتِدَاءً » است . لَا مِنْ شَيْءٍ ، نعت دوم هر يك از « إِنْشَاءً » و « ابْتِدَاءً » است و مراد به « شَيْء » مادّهء قديمه است . فَيَبْطُلَ الاخْتِرَاعُ اشارت است به برهان عقلى بر امتناعِ قدم شخصِ ممكنى مثل مادّه ؛ زيرا كه معلومِ هر عاقل است پيش از توجه به تشكيكات مُوَسوسهء فلاسفه ؛ اين كه هر چه هميشه بوده به تكوين كسى كائن نشده [ است ] و تنبيه بر اين ، اين كه اين قسم ممكنى لازمِ عقلىِ واجبِ بِالذّات است و چنانچه محال است تأثير در واجب بالذات ، همچنان محال است تأثير در واجبِ بالغير ، به شرط وجود آن غير ، پس لازم مىآيد كه ممكنِ بالذات ، محتاج به مؤثّر نباشد در هستى ، موافق آنچه مىآيد در حديث دوّمِ باب هفدهم كه : « فَكَيْفَ يَكُونُ خَالِقاً لِمَنْ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ » « 2 » . [ و ] بيان شد در شرح خطبه كه عِلَّة اينجا به كسر و فتح عين مىتواند بود ؛ و بنا بر اوّل ، عبارت است از مُعِدّات غير متناهيه در جانب مبدأ ، كه هر سابق ، شرطِ تحقّق لاحق باشد ، چنانچه مشّائينِ فلاسفه خيال كرده‌اند . فَلَا يَصِحَّ الابْتِدَاعُ اشارت است به برهان عقلى بر امتناعِ قدمِ نوع ممكن ؛ به اين روش كه هر شخص حادث باشد و پيش از آن شخصى ديگر شده باشد ، إلى غَيْرِ النَّهَاية ؛ زيرا كه اين قسم سلسله مجموعى مىدارد ، پس برهانِ تطبيق و مانند آن ابطالِ لَاتَنَاهىِ آن
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) : 1 . ( 2 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 120 ، ح 2 .