درنمىيابد او را ديدهها و فرو نمىگيرد او را مقدارى كه اجسام را مىباشد ؛ چه عاجز شده نرسيده به ذات او بيانِ مردمان و كند شده نرسيده به او ديدهها و كم شده در او اقسام تشبيه ؛ چه دور شده از ما بى دربانى كه براى آن دربان ، دربانى ديگر باشد و پوشيده شده از ما بى پرده كه براى آن پرده ، پردهء ديگر باشد . شناخته شده به صفات ربوبيّت بى ديدنِ چشم يا دل ذات او را . و بيان كرده شده به چيزى كه منافى پيكر است . و ثنا گفته شده به چيزى كه منافى جسم است . نيست مستحقّ پرستشى مگر او كه بزرگِ به غايت بلند مرتبه و منزّه از هر نقصانِ قبيح است .
[ حديث ] چهارم
اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ، عَمَّنْ ذَكَرَهُ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ ] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ ، قَالَ : وَصَفْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ عليه السلام قَوْلَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ الْجَوَالِيقِيِّ ، وَحَكَيْتُ لَهُ قَوْلَ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ جِسْمٌ .
فَقَالَ : « إِنَّ اللَّهَ تَعَالى لَايُشْبِهُهُ شَيْءٌ ، أَيُّ فُحْشٍ أَوْ خَناً أَعْظَمُ مِنْ قَوْلِ مَنْ يَصِفُ خَالِقَ الْأَشْيَاءِ بِجِسْمٍ أَوْ صُورَةٍ ، أَوْ بِخِلْقَةٍ ، أَوْ بِتَحْدِيدٍ وَأَعْضَاءٍ ؟ تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً » .
شرح : جَوَالِيق ( به فتح جيم ) جمع جَوَالِق ( به ضمّ جيم و فتح لام ) : معرّب جَوال است .
خَناً ( به فتح خاء با نقطه و نون و الف مقصورهء منقلبه از ياء و ساقطه به تنوين ) به معنى آفات زمانه است . الْخِلْقَة ( به كسر خاء با نقطه و سكون لام و فتح قاف و تاء ) :
هيئتى كه بر آن هيئت چيزى مخلوق مىشود .
يعنى : روايت است از محمّد بن حكيم ( به ضمّ حاء و فتح كاف ، يا به فتح حاء و كسر كاف ) گفت : بيان كردم براى امام موسى كاظم عليه السلام قول هشام بن سالمِ جواليق فروش را كه گفته كه : اللَّه تعالى پيكر مَجوف است . و حكايت كردم براى او قول هشام بن حكم را كه گفته كه : اللَّه تعالى جسم غير مجوف است . پس امام عليه السلام گفت كه :
نمىماند اللَّه تعالى را چيزى ؛ كدام نامعقولى يا آفتى بزرگتر است از قول كسى كه بيان