تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نمىدانند كه اللَّه تعالى ديدنى نيست و اين روايت‌ها دروغ است ، پس بايد كه پر كنند چشم‌هاى خود را از نگاه به آفتاب ، بر حالى كه نباشد در پيش آن سحابى . توضيحِ اين قسم گفتگو ، گذشت در شرح حديث دهمِ باب سابق .

[ حديث ] هشتم

اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى وَغَيْرُهُ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى ، عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ ] عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام ، قَالَ : « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله : لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ ، بَلَغَ بِي جَبْرَئِيلُ عليه السلام مَكَاناً لَمْ يَطَأْهُ قَطُّ جَبْرَئِيلُ . فَكُشِفَ لَهُ ، فَأَرَاهُ اللَّهُ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ مَا أَحَبَّ » . شرح : فَكُشِفَ تا آخر ، تتمّهء كلام رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نيست ، بلكه كلام امام رضا عليه السلام است و به صيغهء مجهول است . و ضمير لَهُ ، راجع به رسول است . نُورِ عَظَمَتِهِ بيان شد در شرح حديث اوّلِ اين باب . يعنى : روايت است از امام رضا عليه السلام گفت كه : گفت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه : وقتى كه بُرده شدم در شب معراج به آسمان ، رسانيد مرا جبرئيل عليه السلام جايى كه پا ننهاده بود در آنجا هرگز جبرئيل . پس پرده برداشته شد براى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، پس نمود او را اللَّه تعالى از جملهء اسم اعظمِ خود ، آنچه را كه اللَّه تعالى خواست . اصل : فِي قَوْلِهِ تَعَالى :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »
« 1 »
.
شرح : فِي به معنى « مع » است ، مانند « في » در
« فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ »
« 2 » . و امام عليه السلام ، ذكر اين فقره كرده براى اين كه مبادا كسى از كلام سابق توهّم كند كه اللَّه تعالى خودش را نموده در معراج . و فاضل محقّق ، ميرزا محمّد استر آبادى گفته كه : « فِي قَوْلِهِ تا آخر ، تتمّهء حديث نيست ، بلكه ابتداى سخنى است از مصنّف و به جاى عنوانِ بابى است براى احاديثِ
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 103 . ( 2 ) . قصص ( 28 ) : 79 .