شرح : الْإِدْرَاك : دريافتن چيزى به عنوان تشخّص ، يا به كنه ذات . الْأَبْصَار ( جمع بَصَر ) : ديدهها ؛ خواه ديدههاى چشمها و خواه ديدههاى دلها . الْإِحَاطَة : دور چيزى گرفتن . و مراد اين جا ، بودنِ علم به چيزى است به روشى كه متعلّق به تشخّص آن چيز يا به كنه ذاتِ آن چيز شود .
مُحَمَّدٌ مرفوع و اسمِ لَيْسَ است و خبرش محذوف است به تقديرِ « أَ لَيْسَ مُحَمَّدٌ الْمُبَلِّغَ » .
وَهُوَ عَلى صُورَةِ الْبَشَرِ ، مبنى بر روايت مخالفان است كه : محمّد عليه السلام او را ديد بر صورتِ جوان سى سالهء خوش اندام ، چنانچه مىآيد در حديث سوم بابِ آينده .
يعنى : پس گفت امام رضا عليه السلام در جواب او كه : پس بنا بر صدقِ اين روايت ، كيست آن كس كه رسانيده از جانبِ اللَّه تعالى سوى دو طايفهء سنگين - كه جنّ و انس باشند - در سورهء انعام اين كه : درنمىيابد او را ديدهها . و در سورهء طه اين كه : احاطه نمىكند به اللَّه تعالى علم مردمان . و در سورهء شورى اين كه : نيست مانند در اسمِ جامدِ محضِ آن قسم ، كسى را كه خالق جميعِ ماسِوى باشد هيچ چيز ؛ آيا نيست محمّد ، آن رساننده ؟
ابو قُرّه گفت كه : بلى ، محمّد ، آن است .
امام گفت كه : چگونه مىآيد مردى سوى مخلوقين همگى ، پس خبر مىدهد ايشان را اين كه آمده از جانبِ اللَّه تعالى و اين كه مىخواند ايشان را سوى اطاعتِ احكام الهى و ترك خودرأيى ، خواندنى كه به فرمان اللَّه تعالى باشد ، پس مىگويد كه : ادراك نمىكند او را ابصار و احاطه نمىكند به او علمِ خلايق و نيست مانند آن قسم كسى ، هيچ چيز ، بعد از آن مىگويد كه : من ديدم او را به چشم خود و احاطه كرد به او علم من و او بر صورتِ مردم است ؟ !
آيا شرم نمىكنيد ، توانايى ندارند منكرانِ ربوبيّت و نبوّت كه دشنام دهند پيغمبر عليه السلام را به اين قسم دشنامى كه شما مىدهيد ، كه مىآورده باشد از جانبِ اللَّه تعالى چيزى را و بعد از آن آوَرَد نقيض آن را از روى ديگر ؛ به معنى اين كه دو رو و دو زبان باشد .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٦٢