تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
امام گفت كه : پس نماند دورِ سُبُخت سنگى و نه غير سنگ ، مگر آن كه سخن گفت به زبان عربى فصيح كه : اى سُبُخت ، به درستى كه او رسول اللَّه تعالى است صلى الله عليه و آله . پس گفت سُبُخت كه : نديدم در مثل امروز كارى را واضح‌تر از اين كار ؛ به اين معنى كه : اين واضح‌تر است به اعتبارِ دلالت بر حق ، از هر كارى كه ديده‌ام در ايّام گذشته . يا مراد اين است كه : جدا مىشوم از اين دين كه داشتم . بعد از آن گفت كه : گواهى مىدهم اين كه نيست مستحقّ پرستشى مگر اللَّه تعالى و اين كه تو فرستادهء خدايى به خلق ، براى رسانيدنِ حكم الهى در هر مسئله كه اختلاف در آن و در دليلِ آن رود . مخفى نماند كه در اداى شهادت « لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » با آن كه جهودان نيز به اين كلمه به حسبِ ظاهر قائل‌اند ، تصديق چيزى است كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىگفته كه : تجويز پيروىِ ظن ، شرك است و آن تجويزِ مُتَّفَقٌ عَلَيْه است نزد اهل جميع اديان منسوخه ، پس جهودان در حقيقت قائلِ « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » نيستند ، چنانچه ظاهر شد در شرح « فَنَدَبَهُمْ » تا آخر در خطبه .

[ حديث ] دوازدهم

اصل : [ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ عَتِيكٍ الْقَصِيرِ ، قَالَ : ] سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ شَيْءٍ مِنَ الصِّفَةِ ، فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ ، ثُمَّ قَالَ : « تَعَالَى الْجَبَّارُ ، تَعَالَى الْجَبَّارُ « 1 » ، مَنْ تَعَاطى مَا ثَمَّ هَلَكَ » . شرح : پرسيدم امام محمّد باقر عليه السلام را از چيزى از بيانِ ذات اللَّه تعالى ، پس برداشت دست خود را سوى آسمان - مانند كسى كه از چيزى دورى وانمايد - بعد از آن گفت كه : منزّه است از عيب و نقصان ، فاعلِ به عنوانِ « كُنْ » يا نگاه دارندهء به زور آسمان‌ها و زمين را از زوال . منزّه است از عيب و نقصان ، فاعل به عنوانِ « كُنْ » يا نگاه دارندهء به زور آسمان‌ها و زمين را از زوال . هر كه داد و ستد كرد آنچه را كه در آنجا است - به معنى اين كه گفتگو كرد در كنهِ ذات اللَّه تعالى - جهنّمى شد .
هامش
( 1 ) . كافى مطبوع : - « تعالى الجبّار » .