حين است و لهذا مقابل حَيْث مىشود در حديث دوازدهمِ باب دهم و مقابل مكان مىشود در حديث هفتمِ باب بيست و دوم .
صاحب قاموس گفته : « الْأَيْن : الْإِعْيَاء ، وَالْحَيَّةُ ، وَالرَّجُلُ ، وَالْجَهْلُ ، وَالْحِينُ ، وَ مَصْدَرُ آنَ يَئينُ ؛ أَيْ حَانَ . وآنَ أَيْنَكَ - وَيَكْسِرُ - وَآنَكَ : حَانَ حِينَكَ » « 1 » .
وَكَيَّفَ ، فعل ماضى معلوم بابِ تَفْعيل است ؛ به معنى اين كه : صاحب چگونگى كرد .
الْكَيف ( به فتح كاف و تشديد ياء دو نقطه در پايين مكسوره . و سكون ياء نيز جايز است ) : صاحب چگونگى . الْكَيْف ( به فتح كاف و سكون ياء ) : چگونگى به معنى خصوصيّتى كه كائنِ في نفسه باشد و عارض چيزى شود مثل سياهى و مثل صور ذهنيّه .
يعنى : آمد مردى سوى امام رضا عليه السلام از ماوراء النهر ، پس گفت كه : مىپرسم تو را از مسألهاى ، پس اگر جواب گويى مرا در آن مسئله با آنچه نزد من است قائل مىشوم به امامت تو ، و إِلّا فَلَا .
پس امام عليه السلام گفت كه : بپرس از هر چه خواستى .
پس آن مرد گفت كه : خبر ده مرا از صاحب كلّ اختيار تو ؛ كه كى بود و چگونه بود و بر چه چيز بود اعتماد او ؟
به معنى اين كه : به چه وسيله ، خلق اوّلِ حوادث كرد ؟
پس امام گفت كه : به درستى كه اللَّه - تبارك و تعالى - صاحبِ وقت كرد هر صاحب وقت را بى وقتى كه خودش داشته باشد و صاحب چگونگى كرد هر صاحب چگونگى را بى چگونگىاى كه خودش داشته باشد و اعتماد او بر وسيلهاى نبود ، بلكه بر قدرت خود بود ؛ چه احتياج به وسيلهء تازه ، بنا بر ضعف و اضطرار است و بنا بر امتناع تخلّف معلول از علّت تامّه است .
مخفى نماند كه از اين ظاهر مىشود كه قدرت و ساير صفات اللَّه تعالى ، پيش از خلقِ عالم ، كائن في نفسه نبوده ، پس صفت نيز نبوده ، و الّا چگونگى مىبود و كائن في نفسه در خارج مىبود ، بنابر اين كه ذهنى هنوز نبود . و اين منافات ندارد با اين كه در
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 200 ( أين ) .