به اعتبار قوّت و ضعف در علم معقول نيست .
يعنى : روايت كردند چهار كس از ياران ما از احمد بن محمّد برقى ، از اسماعيل بن مهران ، از ابو سعيد قَمّاط ، از حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه : گفت امير المؤمنين عليه السلام كه : آيا بسيار دانا نكنم شما را به دانايى كه به كار آمدنى است ؟ آن دانايى است كه چهار صفت داشته باشد :
اوّل ، اين كه نااميد نكند مردمان را از رحمت اللَّه تعالى .
و دوم ، اين كه ايمن نكند مردمان را از عذاب اللَّه تعالى .
و سوم ، اين كه رخصت ندهد براى مردمان در معصيتهاى اللَّه تعالى .
و چهارم ، اين كه ترك نكند قرآن را به سبب نفرت از آن و رغبت سوى غير آن .
اصل : « أَلَا لَاخَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ ، أَلَا لَاخَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ ، أَلَا لَاخَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَكُّرٌ » .
وَفِي رِوَايَةٍ أُخْرى : « أَلَا لَاخَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ ، أَلَا لَاخَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ ، أَلَا لَاخَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَافِقْهَ فِيهَا ، أَلَا لَاخَيْرَ فِي نُسُكٍ لَاوَرَعَ فِيهِ » .
شرح : ألَا ( همه جا به فتح همزه و تخفيف لام ) حرف استفتاح و تنبيه است . و اين فقرات ، ناظر است به فقرهء اخيره « 1 » كه « وَ لَمْ يَتْرُكِ الْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى غَيْرِهِ » است .
مراد به عِلْم و تَفَهُّم گذشت در شرح حديث آخرِ باب سابق .
فِي در فِيه همه جا ، به معنى « مَعَ » است .
وَ فِي رِوَايَةٍ اخْرى مبنى بر اين است كه سابق ، روايت بعضِ آن چهار كس است و ما بعد ، روايت بعضى ديگر از آن چهار كس است ؛ و حاصل هر دو يكى است ؛ زيرا كه فقه به معنى فهميدگى است و آن ثمرهء تفكّر است .
و نُسك ( به فتح و ضمّ و كسر نون و سكون سين بىنقطه و به ضمّ نون و ضمّ سين ) به معنى عبادت است .
هامش
( 1 ) . فقرهء اخيره ، يعنى بند قبلى از متن اصلى كه شرحش گذشت .