برقى ] « 1 » و على بن الحسن برقى « 2 » ( به فتح باء يك نقطه و سكون راء بىنقطه و قاف ) منسوب است به برقه رود و آن دهى است از قم .
مِهْران ( به كسر ميم و سكون هاء و راء بىنقطه ) غير منصرف است .
القَمّاط ( به فتح قاف و تشديد ميم و الف و طاء بىنقطه ) : فروشندهء قِماط ( به كسر قاف و تخفيف ميم ) و آن جامهاى است كه طفل را پيش از گهواره بستن در آن مىپيچند .
حَلَبِيّ ( به فتح حاء بىنقطه و فتح لام ) عبيد اللَّه بن على بن ابى شعبه است .
التَّخْبير : بسيار دانا كردن كسى را به چيزى ، مثل اين كه نشانهاى آن چيز را همگى به آن كس ياد دهند .
لَمْ يُقَنِّطْ ( به قاف و نون و طاء بىنقطه ، به صيغهء مضارع غايب معلوم باب تفعيل ) مأخوذ است از قنوط و آن ، ضدّ رجا است ، چنانچه مذكور شد در حديث چهاردهمِ باب اوّل ، و مىآيد در « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » در حديث دهمِ باب صد و دوازدهم كه « بَابُ الكَبَائِر » است كه : « الْكَبائِرُ : القُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ، والْيَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ، وَ الْأمْنُ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ » تا آخر .
و فرق ميان رحمت و رَوْح ( به فتح راء و سكون واو و حاء بىنقطه ) اين است كه رحمت ، رسانيدن نفع است ، مثل دادن فرزند به ابراهيم بعد از پيرى زوجهء او ساره كه مذكور است در سورهء حجر ، و رَوْح دفع ضرر است ، مثل زدودن غم يعقوب به ديدار پسر او يوسف و برادرش كه مذكور است در سورهء يوسف .
مىتواند بود كه مراد به عذاب اللَّه اين جا « مكَر اللَّه » باشد كه مذكور است در آيت سورهء اعراف كه :
« فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ »
« 3 » و گاهى رحمة اللَّه و عذاب اللَّه مستعمل مىشود در امام هُدى و امام ضلالت ، موافق آيت سورهء اعراف :
« عَذابِي
هامش
( 1 ) . « ظ » : أبيه . و « ابن أبيه » يا « ابن اميه » كه در بعضى از نسخهها موجود است ، اشتباه است . اين راوى نوهء پسرى برقى ( صاحب محاسن ) است .
( 2 ) . در نسخه چنين آمده است . در خلاصة الرجال علامهء حلّى ، « على بن الحسن » ، بدون قيد « برقى » ذكر شده است .
( 3 ) . اعراف ( 7 ) : 99 .