تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
چنانچه مذكور است در آخرِ نصف اوّل كتاب بخارى در « بَابُ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالى :
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ »
« 1 » » . « 2 » أَمْ « 3 » در اين جا ، به معنى بلكه و استفهامِ انكارى است . يعنى : و گفت در سورهء زمر كه :
« وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ »
[ الآية ] « 4 » : و گردانيد مردى براى اللَّه تعالى مانندها كه امامان باطل باشند ؛ چه بىرخصتِ اللَّه تعالى فرمان‌بردارى ايشان مىشود . پس معبودان خواهند بود تا مردمان را بعد از رسول صلى الله عليه و آله گمراه كنند و گردانند از راه اللَّه تعالى كه پيروى امامان حق باشد . بگو - اى محمّد - كه بهره‌مند شو به كفر خود ، اندك زمانى . به درستى كه تو از اهل جهنّمى ؛ بلكه گمان برى كه از اهل جهنّم ، كسى است كه او به جا آورندهء طاعت است در ساعت‌هاى شب ، خواه در حال فروتنى و مظلومى ، و خواه در حال ايستادن به كارِ امامت ؛ چه دين خود را به بازيچه نگرفته و پيروى ظن نمىكند . مىترسد از عذاب آخرت و اميد مىدارد رحمت صاحب كلِّ اختيار خود را . اين اشارت به اين است كه : هر كه قبول نكند امام حق را ، كافر است . پس يا ابن ابى قحافه و تابعانش كافرند ، يا على بن ابى طالب و تابعانش كه فاطمه و حسن و حسين تا آخر دوازده امام باشند ؛ چه مخالفان ، اقرار كرده‌اند كه على عليه السلام بيعت با ابوبكر نكرد تا شش ماه و بعد از فوت فاطمه و زيادتىِ بد سلوكىِ هواخواهان ابن ابى قحافه ، لَاعَلَاج بيعت كرد ، چنانچه در كتاب بخارى مكرّر نقل شده . و در « كِتَابُ الرَّوْضَة » بعد از حديث قوم صالح ، اين است كه : مراد به آن مرد ، ابوبكر است و مراد به مَن هُو قانِتٌ تا آخر ، على عليه السلام است . بگو - اى محمّد - كه : آيا برابر مىتوانند بود جمعى كه مىدانند جميع مسائل دين را و جمعى كه نمىدانند ؟ اين ، اشارت به اين است كه تا روز قيامت ، اشتباهى نخواهد بود نزد
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) : 83 . ( 2 ) . صحيح البخاري ، ج 4 ، ص 108 . ( 3 ) . « أم » در« أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ . . . ». ( 4 ) . زمر ( 39 ) : 8 و 9 .