به تأويل متشابهِ قرآن ؛ به اين معنى كه به برهان ، معلوم تابعان ما شد كه خطا در تأويل متشابهِ قرآن نكرديم ، يا مراد ، اين است كه : گرويديم به اين كه علم به تأويل متشابهِ قرآن در وقت نزول آن نمىدارد ، مگر اللَّه تعالى .
بيانِ اين ، آن كه : هر چه مىگوييم در تأويل متشابه ، به تعمّق فكر ما نيست ، از جانب صاحب كلِّ اختيار ماست براى بيان متشابهات ، چنانچه گفته در سورهء قيامت :
« فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ »
« 1 » و به خاطر خود ، قرار نمىدهد فرق ، ميان تأويلاتِپيشوايان اهل زيغ « 2 » و تأويلات راسخان در علم را كسى ، مگر صاحبان مغزها كه سلمان و ابوذر و مقداد و امثال ايشان باشند ، از اهل قلوب سليمه و افهام مستقيمه .
اصل : « وَقَالَ :
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ »
« 3 » » .
شرح : و گفت در سورهء آل عمران كه : به درستى كه در آفريدن آسمانها و زمين و دگرگون شدن شب و روز ، هر آيينه دليلها بر ربوبيّت اللَّه تعالى هست براى صاحبان مغزها ؛ چه ايشان اقرار مىكنند كه اينها به عبث و بازيچه آفريده نشده و پيروى ظن نكرده ، سعى در طلب علم دين از اللَّه تعالى به سبب پيغمبران مىكنند .
اصل : « وَقَالَ :
« أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ » »
« 4 »
.
شرح : و گفت در سورهء رعد كه : آيا آن كس كه مىداند و اقرار مىكند كه قرآنى كه فرو فرستاده شده به تو - اى محمّد - از صاحب كلّ اختيار تو در بيان آنچه بىمكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود ، به كار آمدنى ، آن است و بس . و هر بيان كه در قرآن نباشد ، پوچ و به كار نيامدنى است ، مانند كسى است كه او كور است و اقرار به اين
هامش
( 1 ) . قيامت ( 75 ) : 18 و 19 .
( 2 ) . زيغ : انحراف از راه راست ، ميل از حق به باطل .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) : 190 .
( 4 ) . رعد ( 13 ) : 19 .