تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ » .
« 1 » و « فَحْشاء » حكم به چيزى است بىعلم به آن ، چنانچه بيان مىشود در « كِتَابُ الحُجَّة » در شرح حديث اوّلِ باب پانزدهم . و تفسير حكمت به فهم و عقل ، مىآيد در اين حديث و مىآيد در حديث چهاردهمِ اين باب كه : « وَالْحِكْمَةُ وَضِدُّهَا الْهَوى » و مىآيد در « كِتَابُ التَّوْحِيد » در كلام مصنّف در ذيل باب چهاردهم كه : « وَالْحِكْمَةُ وَضِدُّهَا الْخَطَأُ » و حاصل همه يكى است . ذكر مضارع در وَ مَنْ يُؤْتَ و ذكر قَدْ و ماضى در فَقَدْ اوتِيَ ، نظير
« إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ » ،
« 2 » براى اشعار به اين است كه خيرِ كثير ، مقدّم است بر حكمت و باعث آن است ، چنانچه حكمت ، مقدّم است بر « مغفرت » و « فضل » و باعث آنها است . خير اين جا ، ضدّ « فقر » است كه مذكور است در آيت سابقه بر اين ؛ و آن ، در اصل ، مال‌دارى است ، مثل آيت سورهء عاديات :
« وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ »
« 3 » و مراد اين جا ، جارى مجراى مال‌دارى و بهتر از آن است ، چنانچه بيان مىشود در « كِتَابُ الدُّعَاءِ » در شرح حديث اوّلِ باب نوزدهم كه « بَابُ مَنْ أَبْطَأَتْ عَلَيْهِ الْإِجَابَةُ » است . و تفسير خير كثير به « طاعة اللَّه » و « معرفة الإمام » مىآيد در « كِتَابُ الحُجَّة » در حديث يازدهمِ باب هفتم كه « بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَالرَّدّ إِلَيْهِ » است و تفسير آن به معرفت امام و اجتناب از اصرار بر كبائر ، مىآيد در حديث نوزدهمِ باب صد و دوازدهمِ « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » كه « بَابُ الْكَبَائِرِ » است ؛ و حاصل همه يكى است . يعنى : اى هشام ! اللَّه تعالى اكتفا به سرزنش و نوازش كه گذشت نيز نكرد ؛ بلكه با وجود آن ، ياد كرد صاحبان مغزها را به بهترين يادى و زيور داد ايشان را به بهترين زيورى ؛ به اين روش كه گفت در سورهء بقره كه : مىدهد اللَّه تعالى به توفيق خود ، نگاهدارى خود از حكم به ظن را به هر كه خواهد و مصلحت داند . و هر كه داده شود نگاهدارى خود ، پس به تحقيق داده شده بىنيازى بسيار . و در خاطر خود جا نمىدهد
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 268 . ( 2 ) . توبه ( 9 ) : 40 . ( 3 ) . عاديات ( 100 ) : 8 .