تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
جمعى كه از عذاب الهى مىترسند و خردمندى مىكنند . آيا با وجود اينها خردمندى نمىكنند به طلب علم به نيك و بد از اللَّه تعالى به پيروى قرآن و رسول يا امامى كه پيروى ظن نكند » . فصل : اين معنى را در سورهء انبيا نيز بيان كرده و گفته :
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ » :
« 1 » و نيافريده‌ايم آسمان و زمين را و آنچه ميان آنها است ، بر حالى كه بازيگر باشيم كه پيروى ظن و اختلاف كنند و هيچ نگوييم . اگر بر فرض محال مىخواستيم كه سازيم بازيچه و مشغولى را كه اختلاف از روى ظن باشد ، هر آيينه در كتاب‌هاى خود به رسولان خود بيان قاعده‌هاى آن مىكرديم از پيش خود و به فكر مردمان وانمىگذاشتيم ، اگر بر فرض محال بازيگرى مىكرديم ؛ و حال آن كه در كتاب‌هاى ما و گفتهء رسولان ما اين نيست ؛ بلكه مىكوبيم در كتاب‌هاى خود به آيات محكمات ( كه در آنها نهى صريح از اختلاف از روى ظن است ) بر باطل ( كه اختلاف از روى ظن باشد ) . پس باطل را سرشكسته و پريشان دماغ مىكند . و واى بر شما به سبب اين كه از خود قاعده‌ها قرار داده ، افترا بر اللَّه تعالى مىكنيد . اصل : « يَا هِشَامُ ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذِينَ لَايَعْقِلُونَ عِقَابَهُ ، فَقَالَ عَزَّ وَجَلَّ :
« ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ * وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ * وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ »
« 2 » » . شرح : اى هشام ! اللَّه تعالى اكتفا به اين پند نكرد ؛ بلكه بعد از آن ، ترسانيد جمعى را كه خردمندى نمىكنند از عذاب خود ، به اين روش كه گفت در سورهء صافّات كه : ( بعد از نجات لوط و اهلش ، مگر پيرزنى ) هلاك كرديم ديگران را ، و به درستى كه شما - اى اهل مكّه - هر آيينه مىگذريد در سفر شام بر جاى قوم لوط ، روز و شب . آيا با وجود اينها خردمندى نمىكنيد ، به طلب علم به نيك و بد از اللَّه تعالى به پيروى قرآن و
هامش
( 1 ) . انبيا ( 21 ) : 16 - 18 . ( 2 ) . صافّات ( 37 ) : 136 - 138 .