ظن كرده باشند در فتوا . و اين را كه نمىيابى در نزد خود كسى را كه در باب آن كارها گفتگو كنى با او و مشاورت كنى با او ، بر حالى كه او از جانب كسى باشد كه خاطر جمع مىباشى به دانايى او در آن كارها كه چه بايد كرد .
اصل : وَقُلْتَ : إِنَّكَ تُحِبُّ أَنْ يَكُونَ عِندَكَ كِتَابٌ كَافٍ يَجْمَعُ مِنْ جَمِيعِ فُنُونِ عِلْمِ الدِّينِ ، مَايَكْتَفِي بِهِ الْمُتَعَلِّمُ ، وَيَرْجِعُ إِلَيْهِ الْمُسْتَرْشِدُ ، وَيَأْخُذُ مِنْهُ مَنْ يُرِيدُ عِلْمَ الدِّينِ وَالْعَمَلَ بِهِ بِالْآثارِ الصَّحِيحَةِ عَنِ الصَّادِقِينَ عليهم السلام وَالسُّنَنِ الْقَائِمَةِ الَّتِي عَلَيْهَا الْعَمَلُ ، وَبِهَا يُؤَدَّى فَرْضُ اللَّهِ - عَزَّ وَجَلَّ - وَسُنَّةُ نَبيِّهِ صلى الله عليه و آله .
شرح : الفُنُون ( جمع فَنّ ) : اقسام چيزى . عِلْمِ الدِّين : دانستن مسائلى است كه بيشتر مردمان را دانستن آن يا گرويدن به آن ، براى روز جزا به كار آيد . و آن مسائل سه قسم است :
اوّل ، مسائل اصول دين ؛ و آن ، مسألهاى چند است كه منكر آنها به محض آن انكار ، كافر است و هميشه در عذاب جهنّم است ، مثل اين كه اللَّه تعالى يگانه است .
دوم ، مسائل فروع فقه ؛ و آن مسألهاى چند است كه در آنها بىواسطه ، بيان حلال و حرام افعال شخصيّه شده است و از اصول دين نيست . پس منكر يكى از آنها به محض آن انكار ، كافر نيست ، اگر چه كافر شود به واسطهء آن كه آن از ضروريّات دين باشد و انكار آن لازم داشته باشد انكار يكى از اصول دين را ، مثل اين كه حج ، واجب است بر هر كه استطاعت داشته باشد .
سوم ، مسائل اصول فقه ؛ و آن مسألهاى چند است كه در آنها بيان حلال و حرام افعال كلّيّه شده باشد ، تا به واسطهء آن ، بيان حلال و حرام افعال شخصيّه شود ، مثل اين كه واجب است در مسئلهء فروع فقهِ ندانسته ، عمل به ظاهر قرآن ، بىفتوا و قضا ؛ چه عمل به ظاهر قرآن ، فعلى است كلّى و به اين مسئله مىتوانيم دانست هر فعل شخصى را كه در بيانِ آن ، ظاهر قرآن بينيم .
و بيانِ اين سه قسم ، به وجهى ديگر مىآيد در حديث اوّلِ « بَابُ صِفَةِ الْعِلْم » از « كِتَابُ الْعَقْلِ » .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٦٢