بدان كه اگر گرويدن به اصول دين و دانستن اصول فقه ، كسى را حاصل شود ، مىشود كه عمل او به ظاهر قرآن و مانند آن ، موافق شرط و پيمانى باشد كه اللَّه تعالى بر بندگان خود گرفته و مصنّف - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - در جواب سؤال اوّل ، بيان آن شرط كرد ؛ چه با آن عمل ، علم و يقين و بصيرت هست ، و اگر حاصل نشده باشد ، مخالف آن شرط خواهد بود و مسائلى را كه از اين سه قسم به در باشد و تعلّقى داشته باشد به مسائل فروع فقه ، محلّ حكم شرعى مىنامند ، مثل اين كه قبله در فلان شهر به طرف كدام كوه است و مثل اين كه فلان كس عادل است يا نه و مانند اينها از مسائلى كه بيشتر مردمان را احتياج به دانستن آن نيست . و اختلاف از روى ظن در محلّ حكم شرعى جايز است ، نه در نفس حكم شرعى .
الْآثَار ( جمع « أثَر » به فتح همزه و فتح ثاء سه نقطه ) : خبرها .
الصَّحِيح : زرى كه رايج و بىعيب باشد ؛ به اين معنى كه در خريد و فروخت ، آن را ردّ نكنند ؛ و مراد اين جا ، خبرى است كه شيعهء دوازده امام به مثل آن ، عمل مىنموده باشند از زمان ظهور دوازده امام و ردّ آن نمىكرده باشند ، هر چند كه ندانند كه البتّه راست است . و خبر ، دو قسم است :
اوّل ، خبرى كه بسيارىِ نقل كنندهء آن به حدّى باشد كه عقل ، جايز ندارد دروغ بودنِ آن را ، مثل اين كه مكّه موجود است و آن را « مُتَواتر » مىنامند .
دوم ، خبرى كه بسيارىِ نقل كنندهء آن به اين حدّ نرسيده باشد و آن را « خبر واحد » مىنامند .
و خبر صحيح ، از هر دو قسم مىباشد . و جمعى مىگويند كه : خبر واحد ، گاهى به قرينهها معلوم مىشود كه دروغ نيست . و اين ، محلّ اشكال است به اعتقاد شيخ ابو جعفر طوسى و سيّد مرتضى - رَحِمَهُمَا اللَّهُ تَعَالى - .
السُّنَن ( جمع سنت ) : راه و روشهاى چيزها ؛ و مراد اين جا ، مسائل اصول فقه است .
الْقَائِم : كسى كه قوى باشد و كارسازىِ ضعيفان كند . و مراد اين جا به قَائِمة ، مسائلى است كه دانسته شده و به كار مىآيد در مسائل ندانسته .
الفَرْض : بريدن چيزى و حصّه كردن ؛ و مراد اين جا ، بيان مسئله از فروع فقه است .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٦٣