پس اگر خواهد ، پاينده مىدارد ايمان را براى ايشان ، و اگر خواهد ، بر طرف مىكند از ايشان ايمان را به باعثى كه با آن ، توانايى ايشان باقى باشد .
گفت همين دانا كه : در حق اين جماعتِ مؤمنان - كه دو قسماند : يكى حقيقى و يكى رسمى - جارى شده قول اللَّه تعالى در سورهء انعام :
« وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ » :
« 1 » و اللَّه تعالى كسى است كه ابتدا كرده شما اولاد آدم را از يك بدن . پس بعض احوال شما راسخ است و بعضى غير راسخ است .
اصل : وَذَكَرْتَ أَنَّ أُمُوراً قَدْ أَشْكَلَتْ عَلَيْكَ ، لَاتَعْرِفُ حَقَائِقَهَا ؛ لِاخْتِلَافِ الرِّوَايَةِ فِيهَا ، وَأَنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ اخْتِلَافَ الرِّوايَةِ فِيهَا لِاخْتِلَافِ عِلَلِهَا وَأَسْبَابِهَا ، وَأَنَّكَ لَاتَجِدُ بِحَضْرَتِكَ مَنْ تُذَاكِرُهُ وَتُفَاوِضُهُ مِمَّنْ تَثِقُ بِعِلْمِهِ فِيهَا .
شرح : چون فارغ شد مصنّف - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - از جواب سؤال اوّل - كه مذكور شد چنانچه بايد و شايد - شروع كرد در بيان سؤال دوم كه آن برادر كرده ، تا جواب از آن نيز گويد . و اين سؤال در باب عمل اين كس است به احاديثى كه بعضِ آنها با بعض ديگر منافات دارد و در باب عبادات و مانند آنها واقع شده ؛ چه اگر در فتوا به مضمون آن احاديث باشد ، يا آن احاديث در باب تنازعِ ميان مردمان در قرض يا ميراث يا مانند آنها از منازع دنيا باشد ، جوابى كه مصنّف خواهد گفت ، موافق نيست .
مَنْ تُذَاكِرُهُ عبارت از سفراى صاحب الزمان عليه السلام است كه مصنّف - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - مجاور ايشان بوده در بغداد و حوالى آن .
مَنْ در مِمَّن تَثِقُ ابتدائيّه است . مَنْ تَثِقُ عبارت از صاحب الزمان عليه السلام است .
يعنى : و گفتى اين را كه كارى چند كه عمده است ، مشكل شده بر تو . نمىدانى به كار آمدنىهاى آنها را به واسطهء منافات حديثها از دوازده امام عليهم السلام در آن كارها . و اين را كه مىدانى كه منافات حديثها در آن كارها براى منافات باعثها و سببهاى آن حديثهاست ، مثل تقيّه و بيان واقع ، نه براى آن كه بعضى از دوازده امام عليهم السلام پيروى
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 98 .