توفيق اللَّه تعالى و واگذاشتن اوست . بيانِ اين ، آن است كه : هر كس كه خواسته اللَّه تعالى ، به دانايى خود به مصلحتها ، توفيق او را و اين را كه بوده باشد گرويدن او به يگانگى اللَّه تعالى و به رسالت رسولش و به جانشينى امام حق ، مستحكم و برقرار ، وسيله ساخته براى او باعثهايى را كه مىرساند آن باعثها او را به اين كه فرا گيرد دين خود را از قرآن و بيان رسول صلى الله عليه و آله از روى دانش و يقين و ديدهورى ؛ به اين معنى كه فرا گيرد از محكمات قرآن و محكمات بيان رسول ، چنانچه گذشت در شرح « و حَظَرَ عَلى غَيرِهم » تا آخر . پس آن كس پايندهتر است در دين خود از كوههاى پاينده - كه به پايندگى و بسيارىِ آنها زمين را اللَّه تعالى بر هوا و آب بند كرده - كه نجنبند ؛ چه چون هوا و آب ، دور كوهها را گرفته است ، مانع حركت آنها مىباشد ، چنانچه تجربه شده كه كاغذ ناپيچيده از بالا به زير ، ديرتر مىافتد از پيچيده . پس هوا و آب ، مانع جنبيدن زمين است و چون نزد قيامت ، اللَّه تعالى كوهها را از زمين برمىدارد ، زلزله به هم مىرسد در زمين ، و بعد از آن نيز ايمان اين مؤمن پاينده است .
و هر كس كه خواسته باشد اللَّه تعالى ، به دانايى خود به مصلحتها ، واگذاشتنِ او را و اين كه بوده باشد دين آن كس به عاريت داده شده و سپرده شده ، وسيله ساخته براى آن كس باعثهاى خودرأيى را و باعثهاى قبول گفتهء مردمان ، بىدليل را و باعثهاى گفتنِ معنى آيات متشابهات را از روى غير دانش و ديدهورى ؛ چه معنى آنها را كسى غير اللَّه تعالى نمىداند ، مگر رسولش و دوازده امام ؛ و هر كه خواهد كه داند از ايشان ، بايد كه پرسد .
اصل : فَذَاكَ فِي الْمَشِيئَةِ ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ - تَبَارَكَ وَتَعَالى - أَتَمَّ إِيمَانَهُ ، وَإِنْ شَاءَ ، سَلَبَهُ إِيَّاهُ ، وَلَا يُؤْمَنُ عَلَيْهِ أَنْ يُصْبِحَ مُؤْمِناً وَيُمْسِيَ كَافِراً ، أَو يُمْسِيَ مُؤْمِناً وَيُصْبِحَ كَافِراً ؛ لِأَنَّهُ كُلَّمَا رَأى كَبِيراً مِن الْكُبَرَاءِ ، مَالَ مَعَهُ ، وَكُلَّمَا رَأى شَيْئاً اسْتَحْسَنَ ظَاهِرَهُ ، قَبِلَهُ .
شرح : پس اين بىتوفيقى در دنيا نيز در خواهش اللَّه تعالى است ؛ به اين معنى كه كسى غير اللَّه تعالى نمىتواند دانست بىوحى ، كه ايمان رسمى او تا آخر عمرش
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 158
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٥٨