و قسم اوّل ، سه قسم است : اوّل ،
« مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ »
« 1 » ؛ دوم « مُعارُون » كه مذكور مىشوند در خطبه ؛ سوم
« الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ » .
« 2 »
و قسم دوم ، چهار قسم است : اوّل ، اهل خَلط عمل صالح و عمل سيّئ ؛ دوم ،
« مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ »
« 3 » ؛ سوم ، مستضعفون ؛ چهارم ، أصحاب الأعراف .
و توضيحِ تداخلِ بعض اين اقسام مىشود در « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » در شرح حديث اوّل و دومِ « بَابُ أَصنَافِ النَّاس » كه باب صد و شصت و چهارم است ؛ و اين هفت قسمِ « ضالّين » هر يكى بيان مىشود در بابى علىحِدَه در « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » ، مگر « اهل خَلط » كه مذكور مىشوند در « بَابُ أصْحَابِ الْأَعْرَاف » و وجه آن ، بيان مىشود در شرح آن . و مصنّف - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - در بيان اين كه اهل شك ، دو خطر دارند ، يكى در قيامت و ديگرى در دنيا ، اين را گفته ؛ و به اين ، واضح مىشود احاديث « بابُ الشَّكّ » كه باب صد و هفتادم است از « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » .
الشَّرْط : اسم أَنَّ است و خبرش أنْ يُؤدِّيَ است .
تفسير آيت مىآيد در « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » در باب صد و هفتاد و هشتم كه « بَابٌ فِي قَوْلِهِ تَعالى : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ » است .
باء در بِغَيرِ عِلْم دو جا ، براى سببيّت است . و مراد به غَيْرِ عِلْمٍ ، قدر مشترك ميان ظن و تقليد و اعتقاد مبتداست .
يعنى : و كار در كسى كه صاحب شك باشد در شهادت ، به جا آورنده باشد فريضه را از روى غير دانش و ديدهورى به برائت ذمّه از فريضه ( مثل كسى كه اعتقاد به امامت دوازده امام داشته باشد ، امّا يقين به آن نداشته باشد ) ، سوى اللَّه - عزّ و جلّ - است در قيامت . اگر خواهد ، به دانايىِ خود به مصلحتها ، بخشايش مىكند بر او . پس قبولِ عمل او مىكند و نفعش سهل است . و اگر خواهد ، به دانايىِ خود به مصلحتها ، برمىگرداند بر او عملهاى او را و قبول نمىكند آنها را .
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) : 11 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) : 60 .
( 3 ) . توبه ( 9 ) : 106 .