« سَلام » خبر مبتداى محذوف است ، به تقدير « هذَا سَلَام » ؛ و مراد اين است كه : با خود بگو كه اين اصرار بر ترك ايمان ، ضررى ندارد براى من و راضى شو به قضا و قدر الهى در ترك ايمان ايشان ، نظير آيتِ سورهء بقره :
« قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 » و بيان مىشود در « كِتَابُ الْحُجَّة » در شرح حديث دومِ باب نهم كه « بَابٌ فِي أَنَّ الْأَئِمَّةَ عليهم السلام شُهَدَاءُ للَّهِ - عَزّ وَ جَلَّ - عَلى خَلْقِهِ » است .
« فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » وعيد به ظهور قائم عليه السلام است ، يا وعيد به جزاى روز مرگ و قيامت است . و بر هر تقدير ، مراد ، علم ايشان به شهادت است ، يا مراد ، علم ايشان به جزاى اصرار است .
ترجمه : « 2 » و مستحقّ نمىشوند جمعى از اين امّت كه مىخوانند سوى خود ، مردمان را بىاذنِ اللَّه تعالى پيروى پيروان را ؛ ليك مستحقّ پيروى پيروان مىشود خواننده كه خبر يقينى داده باشد با رعايت مصلحت ، بر حالى كه آن پيروان ، مىدانسته باشند كه آنچه گفته ، خبر يقينى با رعايت مصلحت است و هر آينه ، اگر پرسى آن اهل ضلالت از اين امّت را كه : كه آفريد ايشان را از روى تدبير و حكمت ؟ هر آينه مىگويند : « البتّه كه اللَّه » . پس كجا برگردانيده مىشوند از مقتضاى توحيدى كه اقرار به آن مىكنند و با گفتنِ آن شاهد كه : اى صاحب كلّ اختيارِ من ، اينها جمعىاند كه نمىگروند به وحدانيّت تو ، و به محضِ زبان ، اقرار به آن مىكنند ، پس روگردان شو از ايشان و با خود بگو كه : اين ، بىضرر است بر من . پس خواهد آمد بعد از اين ، زمانى كه دانند .
يعنى : و به تحقيق ، اللَّه تعالى گفته براى بيان طريقهء عمل و ابطال عملِ پيروان اهل ظن و اجتهاد ، در سورهء زخرف كه : ليك مستحقّ پيروى پيروان مىشود كسى كه فتوا از روى علم و يقين داد ، با رعايت مصلحت در آن ، بر حالى كه آن پيروان مىدانسته باشند اين را كه فتواى او خبر يقينى است ، با رعايت مصلحت .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 142 .
( 2 ) . ترجمهء چهار آيهء آخر سورهء زخرف ( آيات 86 - 89 ) كه در صفحات قبل مذكور شد .