شرح : اين ، استدلال است به دليل عقلى بر شرطى كه مذكور شد . و اين دليل عقلى ، راجع مىشود به آنچه اللَّه تعالى احتجاج به آن كرده در آيات بسيار ، مثل آيت سورهء « ألم سجده » كه :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ »
« 1 » بنا بر اين كه « ولى » به معنى پيشوا و امام است و « شفيع » به معنى جفت شونده و پيرو است . و مثل آيت سورهء زخرف كه :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ » .
« 2 »
باء در بِغَيْرِ عِلْمٍ براى سببيّت است و مراد [ از ] بِغَيْرِ عِلْم ، قدر مشترك ميان ظن و تقليد و اعتقادِ مبتداست .
يعنى : اين شرط براى آن است كه آن كس كه مىرساند فريضه را از روى غير دانش و ديدهورى ، نمىداند كه چه مىرساند ( باعث برائت ذمّه از فريضه يا غير آن ) و نمىداند كه سوى كه مىرساند ( اللَّه تعالى ، يا كسى كه به خيال او معبود است و غير اللَّه تعالى است و وحدانيّت در ربوبيّت ندارد ) و چون نداند اين دو را ، نخواهد بود بر خاطرْجمعى از آنچه رسانيد و نخواهد بود گرويده به ثواب و عقابِ روز قيامت و به وحدانيّت اللَّه تعالى در ربوبيّت ، به معنى صاحب كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز بودن ؛ زيرا كه گرويده به آن نمىباشد گرويده به آن ، مگر وقتى كه بوده باشد شناسا به چيزى كه گرويده به آن ، بىشكّ و بىشبهه ؛ زيرا كه كسى كه شك داشته باشد در ثواب و عقابِ روز قيامت و وحدانيّت اللَّه تعالى در ربوبيّت ، نمىباشد او را از اميد ثوابِ روز قيامت و بيم عذابِ روز قيامت و زارىِ پرستش اللَّه تعالى و طلب نزديكى سوى اللَّه تعالى ، مانند آنچه مىباشد از كسى كه داناى صاحب يقين است به ثواب و عقاب و به وحدانيّت اللَّه تعالى .
مراد اين است كه : كسى كه پيروى ظن خود ، يا ظن ديگرى كند در برائت ذمّت از فرايضى كه به آنها طمعِ ثواب الهى و ترس عذاب الهى داشته باشد ، خودرأيى كرده و شريكى در حكمْ از پيش خود براى اللَّه تعالى قرار داده و اين ، منافى عبوديّت و
هامش
( 1 ) . سجده ( 32 ) : 4
( 2 ) . زخرف ( 43 ) : 87 .