نباشد . و مراد اين جا ، خلفاى بنى اميّه و مانند ايشان است در هر زمان كه باشند .
التَهَجُّم : بسيار داخل شدن در چيزى بىرخصت .
المُلِمَّات : بلاهايى كه در زمانه ، حادث مىشود ؛ و مراد اين جا ، روايات مخالفان است در فضيلت امامان خود .
الظُّلَم ( جمع ظلمت ) : تاريكىها ؛ و مراد ، اين جا حيرانىهاى مردمان جاهل است از روايتهاى دروغ مخالفان .
المَغْشِيَّات : سِرّهاى پنهان ؛ و مراد اين جا ، مصلحتها در مظلومىِ امامانِ راستى و رواج دكّان امامانِ گمراه است .
الْبُهَم ( جمع بُهْمَة ) : مشكلها .
يعنى : و حرام كرد اللَّه تعالى در محكمات قرآن ، بر همچشمانِ امامانِ راستى ، در هر زمان كه باشند ، دليرى را بر افترا بر اللَّه تعالى به گفتنِ آنچه نمىدانند كه حق است ؛ چه اين افتراست ، چنانچه بيان مىشود در « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » در حديث دوازدهمِ « بابُ مُجالَسةِ أهل المَعاصي » كه باب صد و شصت و سوم است . و منع كرد اللَّه تعالى در محكمات قرآن ، اين همچشمان را از انكار چيزى كه نمىدانند از جملهء حق . اين ، اشارت است به دو آيت كه بيان مىشود در شرح « فَنَدَبَهُم تا آخر » در خطبه . و اين حرام كردن و منع كردن در محكمات قرآن ، براى چيزى است كه اراده كرده اللَّه - تبارك و تعالى - آن را كه رهانيدنِ جمعى است كه خواسته اللَّه تعالى رهايى ايشان را از جملهء خلايق از حيرتى كه به سبب روايتهاى دروغ مخالفان و به سبب ندانستن سرّ مظلومىِ امامانِ راستى و رواج دكّان امامانِ گمراه در زمانهاى دور و دراز به هم مىرسد ؛ و آن جمع ، در اين زمان ، شيعهء دوازده اماماند .
بيانِ اين ، آن است كه : خردمندِ صاحبِ انصاف كه به ظاهربينى ، از حق معلومِ به محكمات قرآن غافل نمىشود ، زود از اين دو حيرت مىرهد ؛ چه هر روايتى از رسول صلى الله عليه و آله كه خلاف محكمات قرآن است ، دروغ است . و فضولى در تفحّصِ سرّ قضا و قدر ، نامعقول است . و توقّف در مقتضاى محكمات قرآن ، به واسطهء ندانستن سرّ مذكور ، نامعقولتر . و به اين رهايى ، اشارت شده در قول اللَّه تعالى در سورهء حديد :
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٢٦