گفتم كه : اللَّه تعالى براى ابطال طريقهء اين طايفه ، در همين آيت ، بعد از آنچه خوانده شد ، گفته كه :
« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ » :
« 1 » پس امّا طايفهاى كه در دل ايشان كجى هست ، پس تابع مىشوند آنچه را كه غلط در تأويل آن مىرود از جملهء قرآن ، به سبب ميل دل ايشان به اختلاف آراء به اجتهادات و به سبب ميل دل ايشان به تأويل آن از پيش خود ، و حال آن كه علم به تأويل متشابه نمىدارد در وقت نزول آن ، مگر اللَّه تعالى .
گفت كه : اين كه گفتى ظاهر است و تا حال ، نشنيده بودم .
اصل : وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً .
شرح : و درود كناد اللَّه تعالى بر محمّد و خانوادهء او كه نيكاناند . نشان ايشان اين است كه بر طرف كرده اللَّه تعالى از ايشان [ هر ] چِركِنى را . و اين ، به سبب آن است كه به زنان رسول عليه السلام خطاب كرده در سورهء احزاب كه از خانهء خود بيرون مَرَويد . پس معلومِ خلايق مىشود كه در جنگ جَمَل ، گناه از عايشه است ، نه از خانوادهء رسول . پس كسى در حق ايشان شكّى نمىكند و در نظر خلايق ، چِركِن نمىشوند . و پاكيزه كرده ايشان را از گناه ، پاكيزه كردنى بزرگ ؛ چه توفيق داده ايشان را كه معصوم باشند از گناهان .
اصل : أَمَّا بَعْدُ ، فَقَد فَهِمْتُ يَا أَخِي مَا شَكَوْتَ مِنِ اصْطِلَاحِ أَهْلِ دَهْرِنَا عَلَى الْجَهَالَةِ ، وَتَوَازُرِهِمْ وَسَعْيِهِمْ فِي عِمَارَةِ طُرُقِهَا ، وَمُبَايَنَتِهِمُ الْعِلْمَ وَأَهْلَهُ ، حَتّى كَادَ الْعِلْمُ مَعَهُمْ أَنْ يَأْرِزَ كُلُّهُ ، وَتَنْقَطِعَ مَوَادُّهُ ؛ لِمَا قَدْ رَضُوا أَنْ يَسْتَنِدُوا إِلَى الْجَهْلِ ، وَيَضَعُوا الْعِلْمَ وَأَهْلَهُ .
شرح : الشِّكَايَة : اظهار دل تنگى از چيزى .
الجَهالة ( به فتح جيم ) : نادانى و ناخردمندى ؛ و مراد اين جا ، پيروى حكم غير اللَّه تعالى است در مسألتى كه بىمكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود ، مثل معنىهاى
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 7 .