مىتواند فهميد و باقى قرآن ، آيتهاى متشابهه است كه ممكن است كه در معنى آنها اشتباه و غلط واقع شود ؛ و اين ، سبب دانستنِ امام است در هر زمانى بعد از پيغمبر تا روز قيامت .
گفت كه : چون سبب مىشود و چون معلوم مىشود معنى متشابهات از محكمات ؟
گفتم كه : سبب شدن به واسطهء آن است كه از جملهء آيات محكمات ، آيات بسيار است كه در آنها نهى از اختلاف از روى ظن در احكام ، واقع شده . و در آيات محكمات ، بيان شده كه جميع رسولان به واسطهء آن فرستاده شدهاند كه حكم اللَّه تعالى را در آنچه بىمكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود ، به خلايق رسانند تا اختلاف نكنند .
و تو مىدانى كه دو طايفه كه نزاع در امامت با هم دارند ، نهايتِ دعواى سلسلهء امامانِ يك طايفه براى خود ، و نهايتِ دعواى تابعان ايشان براى ايشان ، اين است كه :
در احكام الهى ، اجتهاد و پيروى ظن مىكردهاند و اختلاف را جايز مىشمردهاند ، مثل خلفاى بنى اميّه و مانند ايشان . و دعواى سلسلهء امامانِ طايفهء ديگر و تابعان ايشان اين است كه : اجتهاد و اختلاف از روى ظن جايز نيست ؛ بلكه هر مسئله را و هر آيتِ متشابهه را مىبايد به علم يقينى از خدا و رسولش دانست تا حكمْ جايز باشد ، و از اين ، معلوم مىشود تا روز قيامت كه حق با كدام امام و كدام طايفه است .
و معلوم شدنِ معنى متشابهات به سبب محكمات ، به واسطهء آن است كه آن كس كه محكمات ، دلالت مىكند بر امامت و حجّيّت او در هر زمان تا روز قيامت ، عالم است به جميع تأويلاتِ متشابهاتِ قرآن و قول او در تأويل آنها حجّت است . پس محكمات ، بيان امام مىكند . و امام ، بيان تأويل متشابهات مىكند ، اگر به محكماتْ عمل نموده ، اطاعت كنند و پرسند . و بيان كنندهء بيان كنندهء چيزى ، بيان كنندهء آن چيز است . « 1 »
گفت كه : آنچه گفتى حق است ؛ ليك طايفهاى كه تجويز اختلاف و حكم به ظن مىنمايند ، استدلال مىكنند بر آن به آيات قرآن ، اگر چه آن آيات ، متشابهات است .
هامش
( 1 ) . يعنى چون محكمات قرآن ، بيان كنندهء امام و حجّت بودن معصومانى عليهم السلام است كه آن معصومان ، بيان كنندهء متشابهات قرآن هستند ، بنا بر اين مىتوان گفت كه ، محكمات قرآن ، بيان كنندهء متشابهات آن است .