تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
مائده :
« يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ » .
« 1 » الهَجْعَة : خواب از اوّل شب ؛ و مراد اين جا ، غفلت است . الأُمَم ( جمع امّت ) : گروه‌هاى مردمان . الانْبِسَاط : فاش شدن . الجَهْل : نادانى ، و ناخردمندى به خودرأيى در آنچه بىمكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود . و اين جا هر دو مناسب است . الاعْتِرَاض : پهن شدن . الْفِتْنَة : اختلاف مردمان به سبب پيروى ظن . الانْتِقَاض ( به نون و قاف و ضاد با نقطه ) : بِالْكُلّيّه واشدنِ ريسمانِ تابيده و مانند آن . المُبْرَم : ريسمانِ سختْ تابيده شده و مانند آن . الْعَمى : كورى و غفلت . الحَقّ : به كار آمدنى ؛ و مراد اين جا ، مضمون آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن است كه در هر كتاب الهى بوده . الاعْتِسَاف : از راه به در رفتن . الجَوْر ( به فتح جيم و سكون واو ) : حكم به غير حق . و شايد كه مصدرِ به معنى اسم فاعل باشد براى مبالغه . الامْتِحَاق : بر طرف شدن . الدِّين : آنچه اللَّه تعالى خلايق را به آن تكليف كرده و آن ، اقرار به يگانگى اوست . يعنى : بر وقت سستى كه ظاهر بود از رسولان ؛ و درازى غفلتى كه ظاهر بود از جماعت‌هاى خلايق ؛ و فاش شدنى كه ظاهر بود از جهل ؛ و پهن شدنى كه ظاهر بود از اختلاف ؛ و واشدنى كه ظاهر بود از آنچه استوار تابيده شده بود از استوار كارىهاى پيغمبران ؛ و كورىاى از حق معلوم به آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن ؛ و بىراهىاى كه ظاهر بود از جور ؛ و بر طرف شدنى كه ظاهر بود از كيش اسلام . اصل : وَأَنْزَلَ إِلَيْهِ الْكِتَابَ ، فِيهِ الْبَيَانُ والتِّبْيَانُ
« قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ »
« 2 » قَد بَيَّنَهُ لِلنّاسِ وَنَهَجَهُ ، بِعِلْمٍ قَدْ فَصَّلَهُ ، وَدِينٍ قَدْ أَوْضَحَهُ ،
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) : 19 . ( 2 ) . زمر ( 39 ) : 28 .