لام در لِيَعْقِلَ براى عاقبت است . و مراد به الْعِبَاد مؤمنان است .
مَا در اوّل ، « 1 » موصوله است . و در دوم و سوم ، « 2 » مصدريّه است .
ضمير جَهِلُوا و ضمير أَنْكَروا و ضمير أَضَدُّوا راجع به خَلْقِهِ است ، به اعتبار غير عباد .
و ضمير يَعْرِفُوا و ضمير يُوَحِّدُوا راجع به الْعِبَاد است .
الْإِضْدَاد ( به ضاد بانقطه و دو دال بىنقطه ، مصدر باب افعال ) : همچشم براى كسى قرار دادن . و اين جا عبارت است از تجويز حكم از روى ظن در نفس احكام شرعيّه ، چنانچه مخالفان مىكنند و آن را اجتهاد مىنامند .
بدان كه مناسبِ اين مقام است نقلى كه به آن ، معلوم مىشود كه مخالفان ، سفيه و گمراهاند و تكذيب جميع رسولان كردهاند . بيانِ اين آن است كه : ابن حَجَر عَسْقَلانى در شرح كتاب بخارى كه آن را فَتْحُ الباري نام كرده ، در مقام دفعِ طعن از عمر كه منع كرده رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را از نوشتن وصيّتنامه و گفته كه : « حَسْبُنَا كتابُ اللَّه » ، نقل كرده از نَوَوى ( شارح كتاب مسلم ) كه گفته كه :
اتَّفَقَ الْعُلَمَاءُ عَلى أَنَّ قَوْلَ عُمَرَ : « حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ » مِنْ قُوَّةِ فِقْهِهِ وَ دَقِيقِ نَظَرِهِ ؛ لِأَنَّهُ خَشِيَ أَنْ يُكْتَبَ أُمُورٌ رُبَّما عَجَزُوا عَنْهَا ، فَاسْتَحَقُّوا الْعُقُوبَةَ لِكَوْنِهَا مَنْصُوصَةً ، وَأَرَادَ أَنْ لَايَنْسَدَّ بَابَ الاجْتِهَادِ عَلَى الْعُلَمَاءِ . « 3 »
مرادش اين است كه : اتّفاق كردهاند جميع علما بر اين كه گفتنِ عمر كه : « بس است ما را كتاب خدا » از روى كمال دانايى عمر و باريكى فكر او بود ؛ زيرا كه او ترسيد كه در وصيّتنامه چيزى چند نوشته شود كه شايد عاجز شوند امّت از آنها ، پس مستحقّ عذاب شوند در مخالفتِ آنها براى صريح شدن آنها . و اراده كرد عمر اين را كه بسته نشود درِ پيروى ظن بر علما .
امثالِ اين خرافات ، بسيار است در ميان محقّقينِ مخالفان ، كه خود را اهل سنّت و جماعت مىنامند و از جملهء خرافات اجتهاديّهء انصاب نَواصب و مُفتيان ايشان اين
هامش
( 1 ) . يعنى « مَا » در « مَا جَهِلُوا » .
( 2 ) . يعنى « مَا » در « مَا أَنْكَرُوهُ » و « مَا أَضَدُّوهُ » .
( 3 ) . فتح الباري فى شرح صحيح البخاري ، ج 8 ، ص 102 .