است كه عمر حكم كرد به اين كه اگر كسى جنب شود و آب نيابد ، نماز نكند در آن مدّت . و چون عمّار بن ياسر به ياد او آورد آيتِ سورهء مائده را كه :
« فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً »
« 1 » و بيان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را براى كيفيّت تيمّم ، عمر تهديد كرد عمّار را . و بعد از او ، پسرش عبد اللَّه بن عمر ، موافق پدر فتوا داد و چون به ياد او آوردند حكايت عمّار و آيتِ سورهء مائده را ، گفت كه : عمر قانع نشد به قول عمّار و اگر رخصت داده مىشد براى مردمان در عمل به آيتِ سورهء مائده ، هر آينه نزديك مىشد چون آب سرد شود بر ايشان ، اين كه تيمّم كنند به صَعيد . و تفصيل اين ، روايت شده در صحيح مسلم بعد از تمام ثُمن اوّل . « 2 »
يعنى : اللَّه تعالى احتجاج كرده بر آفريدگان خود . به رسولان خود . و واضح ساخته متشابهات كتابش را به راهنماهاى خود . و فرستاده رسولان را بشارت دهندگان به اوصيا و ترسانندگانِ از عذاب ابدى بر مخالفت اوصيا ، براى اين كه جهنّمى شود كسى كه جهنّمى شد از روى برهانى و زندگى ابدى يابد كسى كه زنده شد از روى برهانى ؛ و براى اين كه به علمِ يقينى فراگيرند بندگان از صاحبِ كلّ اختيارِ ايشان آنچه را كه ديگران ندانستند از احكام دين . پس آن بندگان شناسند او را به صاحبِ كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز بودنِ او ، بعد از آن كه ديگران نشناخته باشند او را . و آن بندگان ، يگانه دانند او را به استحقاق عبادت ، بعد از آن كه ديگران همچشم قرار داده باشند براى او .
اصل : أَحْمَدُهُ حَمْدَاً يَشْفِي النُّفُوسَ ، وَيَبْلُغُ رِضَاهُ ، وَيُؤَدِّي شُكْرَ مَا وَصَلَ إِلَيْنَا مِنْ سَوَابِغِ النَّعْمَاءِ ، وَجَزِيلِ الْآلَاءِ ، وَجَميلِ الْبَلَاءِ .
شرح : حمد مىكنم اللَّه تعالى را حمدى كه تسلّى كند آن حمد ، دلها را ؛ و رسد آن حمد به حدّى كه اللَّه تعالى راضى است به آن . يا مراد اين است كه : راضى شود از ما به
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 43 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 191 .