تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
سبب آن و به جا آوَرَد آن حمد ، شكر آنچه را كه رسيده به ما ، كه فراخ‌هاى نعمت و بزرگ نعمت‌هاست و خوش‌آيندهء نعمت است . اصل : وَأَشْهَدُ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ ، إِلهاً وَاحِداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَلَا وَلَداً . وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله عَبْدٌ انْتَجَبَهُ ، وَرَسُولٌ ابْتَعَثَهُ . شرح : و گواهى مىدهم كه نيست مستحقّ عبادت ، مگر اللَّه تعالى به تنهايى . او كه نباشد شريكى او را در استحقاق عبادت . مىخواهم به اين قول ، « 1 » الهى را كه تنهاست در خلق عالم ، روا كنندهء حاجت‌هاست ، نگرفته براى خود زنى و نه فرزندى . و گواهى مىدهم كه محمّد صلى الله عليه و آله بنده‌اى است كه گزيده او را از خلايق و فرستاده‌اى است كه فرستاده او را اللَّه تعالى سوى خلايق . اصل : عَلى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ، وَطُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ ، وَانْبِسَاطٍ مِنَ الْجَهْلِ ، وَاعْتِرَاضٍ مِنَ الْفِتْنَةِ ، وَانْتِقَاضٍ مِنَ الْمُبْرَمِ ، وَعَمىً عَنِ الْحَقِّ ، وَاعْتِسَافٍ مِنَ الْجَوْرِ ، وَامْتِحَاقٍ مِنَ الدِّينِ . شرح : اين عبارات مىآيد در « كِتَابُ الْعَقْلِ » در كلام امير المؤمنين عليه السلام در حديث هفتمِ باب بيست و يكم . على براى استعلا است . و مراد اين است كه : او را غالب كرد بر آن زمان و به او دفع كرد مفاسد آن زمان را . الفَتْرَة : سستى و شكستگى . مِنْ در مِنَ الرُّسُل و نظايرش ، ابتدائيّه است ، پس اين جا به تقدير « ظَاهِرَةٍ مِنَ الرُّسُل » است ؛ و مراد اين است كه : آنچه متّفق‌ٌعَلَيْهِ ، جميع رُسُل است ، كه نهى از اختلاف از روى ظن و مانند آن است ، در هيچ بقعه‌اى رواج نداشت و اين ، منافات ندارد با اين كه پيغمبر ما صلى الله عليه و آله در آن زمان ، وصىّ عيسىباشد بعد از عبد المطلب ، چنانچه بيان مىشود در « كِتَابُ الْحُجَّة » در شرح حديث هجدهمِ « [ بَابُ ] مَوْلِدِ النَبِيِّ صلى الله عليه و آله وَوَفَاتِهِ » كه باب صد و دهم است ؛ و اين ، مأخوذ است از آيتِ سورهء
هامش
( 1 ) . يعنى : اراده مىكنم با اين كلام .