است ، ميگويد :
« أبو الحسن محمّد بن قاسم مفسّر جرجانى رضى اللَّه تعالى عنه ! بر ما ، حديث نمود كه ؛ أحمد بن حسن حسينى ، از حسن بن على - أبو محمّد عسكرى - از پدرش از محمّد بن على ( تقىّ جواد ) از پدرش رضا ، از پدرش موسى بن جعفر . . . بر ما حديث كرد » آنگاه ؛ با اين أسناد ، هشت حديث ديگر - از آنچه كه در تفسير إمام عسكرى نيست - آورده است . و به عين اين سند ، حديثى در أمالى « 1 » اين چنين مىآورد :
« صدوق ، از مفسّر ، از أحمد بن حسن حسينى ، از حسن بن على ، از پدرش ، از محمّد بن على ، از پدرش رضا ، از پدرش موسى عليهم السّلام » و از اينجا پيدا است كه ؛ سند ديگر كه در أمالى ( صفحه 215 ) مذكور است ، در آن ، افتادگى و تصحيفى روى داده ! و آن ، چنين است :
« صدوق از مفسّر ، از أحمد بن حسن حسينى ، از حسن بن علىّ بن ناصر ، از پدرش رضا ، از پدرش موسى بن جعفر عليهم السّلام » البتّه ؛ كسى كه از پدرش رضا ، روايت مىكند ! جز محمّد بن علىّ جواد نيست ، پس ؛ ناصر ، تصحيف آن است ! و واسطه ، ساقط است .
بنا بر اين ؛ از آنچه بيان كرديم ، آشكار است كه ؛ مفسّر نامبرده ، از معروفين عصر خويش است و از مشايخ اجازهء كثير المشايخ و واسع الرّوايه است ! . و اكنون ميگوئيم كه او ، أهليّت و شايستگى دارد كه برواياتش وثوق و اعتماد حاصل گردد ! و سزاوار است كه بصحّت آن روايات ، و جزم و يقين بحجيّت آنها ، اطمينان بوجود آيد . و تحقيقا ما ؛ آنچه كه از سيرهء راوى و شاگرد او - شيخ صدوق - و شرح وقايعش [ از ولادت تا وفات او ] ميدانيم ، بر اين واقعيّت ، دلالت مىكند . و ما ، آنچه كه از أحوال شاگرد او ، معرفت و شناسائى داريم ، اينست كه ؛ او از علماى متوسّط نبود ! بلكه ؛ در جانب عظيمى از تفقّه و وثوق و تقوى بود ! و در أمور دين ، در غايت ورع و پايدارى و استقامت بود ! و از كسانى نبود كه در امور دين ، سهل انگار باشد ! يا در أخذ حديث ، از غير موثّق ، روايت كند ! - چه رسد به كذّابين ! - بلكه ؛ برجال ( حديث ، ) بينا و بصير ، و ناقد أخبار بود ! [ چنان كه در فهرست شيخ طوسى مذكور است ] . بنا بر اين ؛ حديث ناقص العيار را أخذ نميكرد ! چرا اين چنين نباشد ؟ در صورتى كه او ، كسى است كه ؛ بدعاى حضرت حجّة عليه السّلام متولّد شده ! و آن جناب ،
هامش
( 1 ) أمالى صدوق : 67 .