تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
گرسنگى بود و چراغ شب او ماه بود و سايه‌بان او در زمستان جايى بود كه آفتاب مىتابيد يا فرو مىرفت و ميوه و سبزى خوشبوى او گياهى بود كه زمين براى چهارپايان مىرويانيد ، نه زنى داشت كه او را به فتنه و تباهكارى افكند و نه فرزندى كه او را اندوهگين سازد و نه دارايى كه او را از توجه به حق برگرداند و نه طمعى كه او را خوار كند ، مركب او دو پايش بود و خدمتكار او دو دستش . بيا و در مسئلهء زهد به پيامبر خود كه از همه نيكوتر و پاكيزه‌تر است ، اقتدا نموده ، از آن بزرگوار پيروى كن ؛ زيرا آن حضرت براى كسىكه بخواهد پيروى كند ، سزاوار پيروى كردن است و انتساب شايستهء اوست براى كسىكه بخواهد به او نسبت داشته باشد و محبوب‌ترين بندگان نزد خداوند كسى است كه پيرو پيغمبر خود بوده و دنبال نشانهء او برود . لقمهء دنيا را زيادتر از آنچه لازم نداشت نمىخورد ، به دنيا به هيچ عنوان دل نبسته بود ، از جهت پهلو لاغرتر و از جهت شكم گرسنه‌ترين اهل دنيا بود . دنيا ، با همه محتوياتش به او پيشنهاد شد ، از قبول آن امتناع كرد ، دانست خداوند مهربان از باب مصلحت انسان ، علاقه و دل بستن به دنيا را دشمن داشته ، او هم به پيروى از مولايش علاقه به دنيا را دشمن مىداشت . و مىدانست حق تعالى دنيا را خوار دانسته او هم خوار مىدانست و آن را كوچك قرار داده ، او هم كوچك شمرد . اگر نبود در وجود ما ، مگر دوستى آنچه كه خدا و رسول دشمن داشته و بزرگ شمردن آن را كه خدا و رسول كوچك شمرده ، همين مقدار براى سركشى از خدا و مخالفت فرمان او بس بود . پيامبر صلى الله عليه و آله ، به روى زمين طعام مىخورد و مانند بنده مىنشست و به دست خود پارگى كفشش را دوخته و جامه‌اش را وصله مىكرد و بر خر برهنه سوار مىشد
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 146 | شيخ حسين انصاريان