و سلب هر گونه مسؤوليت و تعهد از خود است .
اما زهد اسلامى ، در عين اين كه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بىتكلف است و بر اساس پرهيز از تنعم و تجمل و لذتگرايى است ، در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عين جامعهگرايى است ، براى خوب از عهده مسؤوليت برآمدن است و از مسؤوليتها و تعهدهاى اجتماعى سرچشمه مىگيرد .
در اسلام ، مسئلهء جدا بودن حساب اين جهان با آن جهان مطرح نيست ، از نظر اسلام نه آن جهان و اين جهان ، از يكديگر جدا و بيگانه هستند و نه كار اين جهان با كار آن جهان بيگانه است .
ارتباط دو جهان با يكديگر از قبيل ارتباط و باطن ، شيئى واحد است ، يعنى :
آنچه بر ضد مصلحت آن جهان است بر ضد مصلحت اين جهان نيز هست و هر چه بر وفق مصالح عاليهء زندگى اين جهان است بر وفق مصالح عاليه آن جهان نيز هست ، لهذا يك كار معين كه بر وفق مصالح عاليهء اين جهان است ، اگر از انگيزههاى عالى و ديدهاى ما فوق طبيعى و هدفهاى ماوراى مادى خالى باشد ، آن كار صرفاً دنيايى تلقى مىشود و به تعبير قرآن به سوى خدا بالا نمىرود ، اما اگر جنبهء انسانى كار از هدفها و انگيزهها و ديدهاى برتر و بالاتر از زندگى محدود دنيايى بهرهمند باشد ، همان كار ، كار آخرتى شمرده مىشود .
زهد اسلامى ، چنان كه گفتيم در متن زندگى قرار دارد ، كيفيت خاص بخشيدن به زندگى است و از دخالت دادن پارهاى ارزشها براى زندگى ناشى مىشود .
زهد ، از روشنترين صفات انبيا و اولياست ، پيامبرى مبعوث نگشت ، مگر آن كه به زهد سفارش داشت و اگر تقرب به حق و نجات روز قيامت بستگى به آن نداشت ، هرگز بزرگان از انسانها و اهل معرفت برخود سخت نمىگرفتند و بريده از شهوات و لذات دنيا زندگى نمىكردند !
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٤