بمير اى حكيم از چنين زندگانى * ازين زندگانى چو مردى بمانى
از اين زندگى زندگانى نخيزد * كه گرگ است و نايد زگرگان شبانى
بر اين خاكدان پر از گرگ تا كى * كنى چون سگان رايگان پاسبانى
از اين مرگ صورت نگر تا نترسى * از اين زندگى ترس كاكنون درآنى « 1 »
انبياى الهى و زهد
امام على عليه السلام در « نهج البلاغة » به زهد چند نفر از انبيا بدين قرار اشاره دارند :
اگر خواهى از موسى كليم اللّه سخن بگو كه به پروردگار عرضه داشت :
[ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ]
« 2 » .
پروردگارا ! به آنچه از خير بر من نازل مىكنى ، نيازمندم .
به خدا قسم به وسيلهء اين دعا قرص نانى از خدا مىخواست ؛ زيرا خوراكش سبزى و گياه زمين بود و به علّت لاغرى و كمى گوشت بدن ، سبزى گياه از نازكى پوست درونى شكمش ، ديده مىشد .
و اگر خواهى از داود سخن به ميان آر كه داراى مزامير و زبور بود و خوانندهء اهل بهشت است ، به دست خود از ليف خرما زنبيلها مىبافت و به همنشينان خود مىگفت : كدامتان در فروختن اين زنبيلها به من كمك مىكنيد ، از بهاى فروش آنها خوراكش يك عدد نان جو بود .
و اگر خواهى داستان زندگى عيسى بن مريم عليه السلام را به ميان آر كه سنگ را زير سر خود بالش قرار مىداد و جامهء زبر مىپوشيد و طعام خشن مىخورد و خورش او
هامش
( 1 ) - سنايى غزنوى .
( 2 ) - قصص ( 28 ) : 24 .