تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
از عامه و فيلسوف فقيه ملا محسن فيض كاشانى و اخلاقى بزرگ ملا مهدى نراقى و شهيد مطهرى در توضيح بر زهد نقل مىشود . جايى كه در خانهء دل ، ضد حب دنيا ، حبى كه روى وجود را از حق برمىگرداند و رغبت و ميل به سوى آن مىباشد ، زهد است . زهد اين است كه قلب از پى دنيا نفرستى و با جوارحت دو دستى به اين پيره زال نچسبى و معامله‌ات با آن به اندازهء ضرورت باشد . و به عبارت ديگر زهد اعراض قلبى از متاع دنيا و پاكيزه‌هاى آن از اموال و مناصب و ساير چيزهايى است كه با مرگ از دستت مىرود . و به تقرير ديگر روى گرداندن از دنيا و روى آوردن به آخرت است ، يا روى گرداندن از غير خدا ، براى رو كردن به خداست كه اين مرتبه بالاترين مرتبهء زهد است . كسىكه از كل ما سوى اللّه حتى جنات دل ببرد و جز خدا عشقى نداشته باشد ، زاهد مطلق است . و هر كس به خاطر ترس از جهنم از لذات دنيا دست بردارد و به خاطر رسيدن به بهشت ، اعراض از نعيم فانى ، جز به اندازهء ضرورت كند او نيز زاهد است ، ولى زهدش در درجهء زهد اول نيست . البته زهد وقتى تحقق پيدا مىكند كه انسان قدرت دست يافتن بر دنيا را داشته باشد و در عين قدرت به ترك برخيزد و باعث ترك هم ، درك حقارت دنيا و پستى آن نسبت به خدا و دار آخرت باشد . اگر ترك به خاطر عدم دست يافتن به دنيا باشد ، يا غرض از ترك به چنگ آوردن آخرت نباشد ، يا هدف از ترك خوش‌نامى و جلب قلوب يا شهرت به جوانمردى وجود و سخا ، يا سبك بالى از كثرت مال و نجات از رنج و تعب حفظ ثروت باشد ، اين ترك ، زهد نيست اين ترك شرك و رياكارى و نفاق و دورويى است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 142 | شيخ حسين انصاريان