است و شما خود انصاف دهيد كه اگر در نماز ، حضور قلب نباشد ، سفر از عالم سفلى به عالم علوى و عبور از منازل به سر منزل مقصود امكان دارد ؟
سعى كنيد از ابتداى نماز تا آخر ، از پريشانى فكر بپرهيزيد و قوهء انديشه را در حقيقت نماز و توجه به عالم غيب متمركز نماييد تا با تمركز فكر ، قلب بر عرش حضور در مقابل نور بنشيند و تا قدرت دارد از فيوضات آن جناب بهره بگيرد .
واى بر ما كه نماز را سبك انگاشتيم و به اين درياى پر فيض الهى به ديدهء عادى نظر كرديم و از حقيقت و حقايق آن غافل مانديم و به جاى سفر با قدرت نماز به سوى معبود در جا زديم ؛ هم اكنون بياييد دست دعا و تضرع و انابه و زارى به پيشگاه مقدس او برداشته و از نمازهايى كه خوانديم به دربار حضرتش توبه آورده و عرضه بداريم :
اى دواى درون خسته دلان * مرهم سينهء شكسته دلان
مرهمى لطف كن كه خسته دلم * مرحمت كن كه بس شكسته دلم
گرچه من سر به سر گنه كردم * نامهء خويش را سيه كردم
تو در اين نامه سياه مبين * كرم خويش بين گناه مبين
من خود از كردههاى خود خجلم * تو مكن روز حشر منفعلم
با وجود گناه كارىها * از تو دارم اميدوارىها « 1 »
2 - تفهم
مراد از تفهم ، چشيدن معنا و مفهوم نماز با ذائقهء قلب و جان و مغز است ؛ مسئلهء مفهوم و معناى واقعيتهاى نماز تا اندازهاى كه توان اين فقير اجازه بدهد ، به خواست حضرت مولا در بخش ترجمه و تفسير جملات نماز خواهد آمد . در آن باب روشن خواهد شد كه نماز چيست و همراه با چه واقعيتهاى اصيل و بلندى
هامش
( 1 ) - شاه و درويش ، هلالى جغتايى .